عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٦ - مخالفت با هواى نفس اساس پاكىها
درمىآيد و مدت پانزده سال به عنوان يك شاگرد از مكتب شيخ كسب فيض مىكند!! و پاكى شيخ را ببينيد كه حاضر نيست بيش از حد لازم به زندگى خود گشايش و وسعت بدهد!!
راستى اوج پاكى و فضيلت تا كجا؟ اينان فارغ التحصيل كدام دانشگاه بودند و چه علمى خوانده بودند و كجا خوانده بودند؟
داستان زندگى اينان شبيه فرشتگان است، خيال مىكنى اين گونه افراد، از تمام ابعاد مادى عارى بودند، خداى مهربان در قيامت با اين گونه بندگان بر همگان اتمام حجت خواهد كرد!!
به قول عارف سوخته جان عطار نيشابورى:
|
هركه در اين درد گرفتار نيست |
يك نفسش در دو جهان كار نيست |
|
|
هركه دلش ديده بينا نيافت |
ديده او محرم ديدار نيست |
|
|
هركه از اين واقعه بويى نبرد |
جز به صفت صورت ديوار نيست |
|
|
خوار شود در ره او هم چو خاك |
آن كه در اين باديه خونخوار نيست |
|
|
آن كه سزاوار در گلخن است |
در حرم شاه سزاوار نيست |
|
|
گلخنى مفلس ناشسته روى |
مرد سرا پرده اسرار نيست |
|
|
كعبه جانان گرت آرزوست |
در گذر از خود ره بسيار نيست |
|
|
گرچه حجاب تو برون از حد است |
هيچ حجابيت چو پندار نيست |
|
|
پرده پندار بسوز و بدانك |
در دو جهانت به از اين كار نيست |
|