عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٧ - راه علاج غفلت
چگونه تغيير يافته و اعضا چون از هم ريخته و فرزندان چگونه يتيم مانده و زنان را چون ديگران به عقد خويش درآوردهاند و مالها را چگونه قسمت نمودهاند؟! و بعد از آن فكر نمايى كه حال تو نيز عنقريب هم چنين خواهد بود.
چون اين گونه راه معالجه را بپيمايى رفته رفته غبار غفلت از ديده دلت زايل گردد و از جمله روشندلان پيشبين و بينايان صاحب يقين گردى و بر اوقات گذشته خود حسرتها خورى و ندامتها كشى و ديگر تو را پرواى خورد و خواب نماند و جز به كار آخرت به هيچ كار ديگر مشغول نگردى[١].
در پرتو اين ذكر و فكر و از بركت روشنايى اين مراقبت، به كوى حقيقت رسيده، دل را صفا دهى، جان را شستشو نموده، گذشته را تدارك كرده و آيندهاى خداپسند براى خود خواهى ساخت و به قول روشندل بينا، حكيم صفاى اصفهانى:
|
تا شد دل من معتكفدار حقيقت |
پى برد در اين دار به اسرار حقيقت |
|
|
بر گرمى بازار من آتش زد و افزود |
از آتش من گرمى بازار حقيقت |
|
|
معيار حقيقت به فنا بود و به هر سنگ |
سنجيد مرا دوست به معيار حقيقت |
|
|
از راه عدم برد به سر منزل هستى |
ره گم نكند قافله سالار حقيقت |
|
|
گو راه عدم گير به خفاش كه تابيد |
خورشيد وجود از در و ديوار حقيقت |
|
|
دل خانه غيب است و زهر عيب مبراست |
از صنعت سر پنجه معمار حقيقت |
|
|
در فقر بجوييد صفا را كه زشش سوى |
پيداست درين مرحله آثار حقيقت[٢] |
|
راه علاج غفلت
چه راهى براى علاج غفلت، اين ريشه امراض معنوى و مايه شقاوت دنيايى
[١] -جملاتى از رساله معالجة النفس ملا طاهر قمى.
[٢] -حكيم اصفهانى: ١٩٨.