عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٧ - قانونگذارى در اسلام
يا حكمت تشريع حكم قصاص را نظم و حيات اجتماعى و حفظ آداب زندگى مىداند و هرآنچه را واجب نموده چون داراى مصلحت بوده واجب كرده و آنچه را حرام و ممنوع اعلام داشته چون براى مردم ضرر داشته حرام نموده است، اين گونه تشريع را تشريع محكم و با حكمت مىگويند.
از خصوصيات ديگر اسلام، موافقت داشتن تمام احكام و قوانين آن با فطرت و طبيعت بشر و نيازهاى مردم و حيات و زندگى آنهاست.
اسلام در تشريع احكام، مقتضاى طبيعت و زندگى اين جهان را درنظر گرفته و حكمى برخلاف طبيعت زندگى وضع نكرده و در هر كجا كه حكمى خارج از طاقت بشر بوده، يا موجب دشوارى و سختى زندگى شود ملغى كرده است.
اسلام علاوه بر احكام عبادى و اخلاقى، قوانين محكمى براى ازدواج و نظم خانواده و هم چنين انواع معاملات و صنايع و اعمال توليدى از قبيل زراعت و استخراج معادن و شكار از دريا و صحرا و هم چنين قوانينى براى حكومت و قضاوت واطاعت مردم از امر حاكم عادل و حكم قاضى واجد شرايط و قوانينى براى جنگ و وجوب خدمات لشكرى و سربازى به اندازهاى كه مورد حاجت جامعه است وضع و تشريع كرده كه تمام آنها بر وفق مقتضاى طبيعت زندگى است و نمىتوان از هيچيك از اين امور صرفنظر كرد، در تمام اين موارد دستورهاى عادلانه داده كه هريك از اين امور به اندازهاى كه مورد حاجت است و به نحوى كه مفيد و موافق با مصلحت است انجام داده شود و بايد از اجراى دستورهاى بر طبق هوى و هوس و اغراض و خيالات شيطانى سخت پرهيز شود.
اسلام در تمام برنامهها مقدار طاقت انسان را درنظر گرفته وسعى كرده كه زندگى را بر انسان آسان سازد، در قرآن مجيد مىفرمايد: خدا كسى را بيش از طاقتش