عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢ - معناى ادب در برابر مولا
اگر انسان به مراعات آداب الهى در همه شؤون زندگى برنخيزد، به تدريج تبديل به كلمه شيطان شده و موجودى شرير خواهد شد.
معناى ادب در برابر مولا
انسان، عقلا و شرعا مكلف است در برابر مولاى خود و برابر با خواسته حضرتش، داراى ادب باشد و ادب انسان نسبت به مولا در اين است كه عضوى از اعضا و جارحهاى از جوارح در غير رضاى حق حركت نكند.
ادب زبان در اين است كه هميشه به ذكر خدا مشغول بوده و نسبت به برادران ايمانى جز به خير و دعا و نصيحت و وعظ باز نشود و با اهل ايمان در آنچه كه از آن كراهت دارند سخن نگويد.
زبان، مترجم قلب است و كليد خير وشر. انسان اگر طالب اصلاح قلب است، بايد به حفظ زبان و ساكت نگاه داشتنش از سخن بيهوده اقدام كند كه زبان پوشاننده كمبودهاى نادان و زينت مردم داناست.
ادب گوش به اين است كه از شنيدن غيبت و سخنچينى و هر كلام منكرى خوددارى كند و قدرت شنوايى خود را در ذكر خدا و وعظ و موعظه و حكمت و هر كلام مفيدى خرج نمايد.
ادب چشم به پوشيده شدنش از محارم و عيوب مردم و از هر منكر و قبيحى است. كسىكه لحظات ديد را مواظبت نكند، دچار حسرت هميشگى خواهد شد.
چشم بايد به آنچه كه نظر مىكند با نظر عبرت و استدلال بنگرد، تا از اين طريق به دريافت صنع حق و عظمت و جلال حضرت دوست نايل گردد.
ادب قلب به اين است كه از وسوسهها و خطور مسائل بيهوده بپرهيزد و ملازم با حقايق و برنامههاى پسنديده و احوالات محموده باشد.