عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣ - معناى ادب در برابر مولا
بر قلب است كه در نعمتهاى حق و عجايب خلقت پروردگار تفكر كرده و بر حضرت دوست و جميع مسلمانان حسن ظن داشته باشد و از غل و غش و حسد و خيانت و سوء اعتقاد بپرهيزد.
ادب دست با نيكى و احسان و خدمت كردن به برادران ايمانى حاصل است و بر دست است كه از كمك كردن به شعلهورتر شدن مصيبت برادران بپرهيزد.
و ادب پا به اين است كه در راه اصلاح نفس و صلاح برادران مؤمن حركت كرده و از راه رفتن به تكبر و ناز و فخرفروشى به ديگران بركنار باشد و در راه كمك به معصيت حركت نكند[١].
جلال الدين مولوى معنوى در اين زمينه مىفرمايد:
|
از خدا جوييم توفيق ادب |
بىادب محروم ماند از فيض رب |
|
|
بىادب تنها نه خود را داشت بد |
بلكه آتش در همه آفاق زد |
|
|
ابر بر نايد پى منع زكات |
وز زنا افتد وبا اندر جهات |
|
|
هرچه بر تو آيد از ظلمات غم |
آن ز بىباكى و گستاخى است هم |
|
|
هركه بىباكى كند در راه دوست |
رهزن مردان شد و نامرد اوست |
|
|
از ادب پر نور گشته اين فلك |
وز ادب معصوم و پاك آمد ملك |
|
|
هركه گستاخى كند اندر طريق |
گردد اندر وادى حيرت غريق |
|
[١] -آثار درويش محمد طبسى: ٣٠٧.