عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٩ - راه بدست آوردن حال مراقبت
كرامت. مقصود اين است كه در بيخودى بايد به مقامى برسد كه خود به مراقبت خود واقف نباشد [و به تعبير ديگر عمل خود را نبيند، كه ديدن، علت غرور و غرور علت انحطاط است].
به قول حكيم صفاى اصفهانى:
|
زمغز و پوست برون رفته تا به دوست رسيدم |
به جان دوست كه از هرچه غير اوست بريدم |
|
|
مرا كه رفعت خورشيد بود در افق دل |
به پيش ابروى آن ماه چون هلال خميدم |
|
|
چه غم كه هيكل من شد غبار و جزو هوا شد |
نسيم صبح سعادت شدم به خلد وزيدم |
|
|
من آن كبوتر قدسم كه از فضاى حقيقت |
به حبس اين قفس افتادم و دوباره پريدم |
|
|
زفيض پير خرابات دوش در حرم دل |
به يك نماز كه بردم هزار راز شنيدم |
|
|
بساط فقر به اورنگ سلطنت نفروشم |
به نقد عمر گرانمايه اين بساط خريدم[١] |
|
راه بدست آوردن حال مراقبت
كسى كه بخواهد از مرض خطرناك غفلت رهايى يابد و به ميدان پرمنفعت مراقبت قدم گذارد، در درجه اول بايد به بعضى از آيات كتاب خدا- كه نشان دهنده
[١] -صفاى اصفهانى: ٢٥٤.