عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨٥ - حقيقت و روح دين
دارد، به دليل اين كه هر وقت تعقيب اين تمايلات خود به خود باشد و در راه تأمين ايدهآل به كار نرود و برحسب اتفاق هر وقت ايدهآل خطايى درنظر گرفته شود، وضع همينطور خواهد بود و دانسته يا ندانسته شكل مبهم و غامضى به خود خواهد گرفت، تا اين كه در راه تأمين ايدهآل به كار برده شود.
علت اين امر اين است كه انسان انواع زيبايىهايى كه دوست دارد به ايدهآلش نسبت مىدهد؛ همين معنى نشان مىدهد كه اختلاف در قوانين اخلاقى و فلسفههاى مختلف و نظريات گوناگون درباره استفاده از علوم طبيعى و علاقه به هنرهاى مختلف براى حصول هر ايدهآلى از كجا ناشى مىشود.
بارى مطلب به همينجا ختم نمىشود، بلكه تمايل انسان به هر ايدهآلى كه دارد، از نظر روانى نيز بر او تسلط دارد و همه تمايلاتش را زير نظر دارد.
حيوان، فشار و اجبارى را كه از لحاظ بيولوژى بر غرائزش وارد مىشود، نمىتواند طرد كند، ولى در وجود بشر هيچ غريزهاى نمىتواند بدون اجازه ايدهآل ارضاء شود، بلكه تا همان حدى كه ايدهآلش اجازه مىدهد مىتواند غرائزش را ارضاء كند.
هر وقت ايدهآل انسان اجازه دهد كه شخص به حياتش ادامه دهد، حداكثر كوشش را براى ارضاى صحيح غرائزش به كار مىبرد، ولى در صورتى كه ايدهآل صورت ديگرى داشته باشد به غرائزش اعتنا نمىكند و حتى براى انتحار هم حاضر مىشود.
اين معنا شواهد بىشمارى را درباره اشخاصى كه ديده و دانسته، مشاعر حيوانيشان را نديده مىانگارند و به مشقت و محروميتهاى شديد تن در مىدهند و زندگىشان را به خطر مىاندازند و محض خاطر ايدهآلشان وارد ميدان جنگ شده و خودشان را در چهارچوب خونين مرگ محصور مىكنند و جان مىسپارند، خاطرنشان مىسازد.