عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤ - ايمان قلب
ايمان قلب
اما آنچه از ايمان بر قلب واجب است اقرار و معرفت و عهدهدارى رضا و تسليم به اين كه شايسته ستايشى جز خداى يگانه نيست، خدايى كه شريك ندارد، معبود يكتاست، همسر و فرزندى نگرفته و به اين كه محمد ٦ بنده و فرستاده اوست و اقرار به هرچه از طرف خدا آمده، پيغمبر يا كتاب آسمانى. اين است ايمانى كه خدا بر دل فرض كرده و همين كردار و عمل وظيفه اوست.
و همين است تفسير قول حق در قرآن:
آن كس كه دچار دشمن شد و به زور وادار به انكار گشت ولى قلبش وابسته به ايمان بود، وظيفه قلب در وجود او انجام گرفته، اما كسى كه دل به كفر دهد، دلش از گردونه تكليف مربوط به دل خارج شده[١].
و در قرآن فرموده:
دلها به ياد خدا مطمئن و آرام گردد[٢].
و فرموده:
آنها كه به زبان خود گفتند ايمان داريم و دلشان ايمان ندارد[٣].
و فرمود:
اگر آشكار كنيد آنچه در دل داريد يا نهان كنيد، خدا با آن به حساب شما مىرسد
[١]-« من كفر بالله من بعد إيمانه إلا من أكره وقلبه مطمئن بالإيمان ولكن من شرح بالكفر صدرا فعليهم غضب من الله ولهم عذاب عظيم» نحل( ١٦): ١٠٦.
[٢]-« ألا بذكر الله تطمئن القلوب» رعد( ١٣): ٢٨.
[٣]-« يا أيها الرسول لا يحزنك الذين يسارعون فى الكفر من الذين قالوا آمنا بأفواههم ولم تؤمن قلوبهم» مائده( ٥): ٤١.