عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٤ - معناى رضا در كلام مولوى
ديگرى نيست، او براى رسيدن به بهشت و درختان و جويبارهاى بهشتى كارى نمىكند، چنان كه ترك كفر و معاصى براى او انگيزهاى جز وجه الله الاعظم ندارد.
ترس از آتش نمىتواند محرك او به بركنارى از كفر و معصيت بوده باشد.
خنده او موقعى است كه در مقابل قضاى الهى، رضا و تسليم را مانند حلواى شكرين مىچشد.
آيا بندهاى كه به اين حال روحى باعظمت نايل شود، جهان به امر و فرمان او نمىگردد؟
مرگ او و مرگ فرزندانش در راه خدا و طبق مشيت او مانند حلوايى است كه در گلويش فرو مىرود. جان كندن فرزندان از نظر آن انسان با وفا و جنازه آن فرزندان مانند ميوههاى چيده شده از درخت در مقابلش جلوه مىكند، پس چنين شخصى به دعا كردن نيازى ندارد، مگر اين كه رضاى خدا را در دعا و نيايش ببيند[١].
آرى، رضاى در برابر مولا و خواستهها و تقديرات و قضايش، شيرينترين ميوه براى سالك راه است و رضاى نسبت به حق از بهترين حالات پرارزش قلب انسانى است و فتح و گشايش دل به حال رضاست. وفتح القلب فى الرضا عن الله.
و به قول عارف دل آگاه، حاج ملا هادى سبزوارى:
|
الهى! بر دلم ابواب تسليم و رضا بگشا |
به روى ما درى از رحمت بىمنتها بگشا |
|
|
ره ما را به سوى كعبه صدق و صفا بنما |
در ما را به سوى گلشن فقر و فنا بگشا |
|
[١] -تفسير و نقد و تحليل مثنوى: ٧/ ٤١٩.