عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٠ - توحيد نظرى
و اين راه مستقيم الهى و اين آيين حياتبخش خداوندى مىگويد:
خدا يكى است و او همان حقيقتى است كه اصل و مبدأ پيدايش تمام موجودات است و مشابهتى با هيچيك از مخلوقات ندارد، چنان كه قرآن مىفرمايد:
[و ما أرسلنا من قبلك من رسول إلا نوحي إليه أنه لا إله إلا أنا فاعبدون][١].
و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر آن كه به او وحى كرديم كه معبودى جز من نيست، پس تنها مرا بپرستيد.
در قسمت اول اين آيه، انسان را توجه به توحيد نظرى مىدهد: «لا إله إلاأنا» و بشر جز اين هم نمىتواند ثابت كند.
اسلام، صفت خدايى را از تمام موجودات نفى كرده و جز همان حقيقت عالم و حى و قيوم، چيزى را خدا نمىداند و مىگويد: هيچ موجودى خواه جسمانى يا روحانى، خواه آسمانى يا زمينى به هيچ عنوان الوهيت ندارد كه بشر به حكم احتياجى كه به خدا دارد، به آن توجه كند.
تكيهگاهى براى توجه بشر جز الله كه همان حقيقت يگانه ازلى و ابدى و خالق تمام موجودات و رب همه عناصر و اجزاء و افراد آفرينش است، وجود ندارد.
اسلام، كلمه اول خود را كه شهادت دادن قلبى است «لا إله إلاالله» قرار داده، كه در اين كلمه الوهيت را از غير خدا مطلقا نفى و فقط براى ذات اقدس او اثبات مىكند و خدا را به احديت و صمديت، يعنى يگانگى و بىنيازى مىستايد و او را بالاتر ازآن مىداند كه با هيچ مخلوقى شباهت داشته باشد يا نسبت خاصى پيدا كند و يا به تصور مردم درآيد و بشر بتواند ذات او را ادراك كند و شعار خود را كلمه «الله
[١] -انبياء( ٢١): ٢٥.