عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٩ - علم به فقر ذاتى
برايش آشكار شده و عظمت بىنهايت در بىنهايت محبوب در آيينه دلش تجلى مىكند.
چون فقر خالص را در ذات موجودات ببيند و عظمت را به تنهايى در محبوب حقيقى عالم مشاهده كند، تمام حجابهايى كه قبل از اين دو نظر- نظر به فقر ذاتى موجودات و عظمت منحصر به حق در قلبش بود از ميان برداشته شود و دلى كه قبل از مشاهده بزرگى حق و حقارت موجودات، دچار حجابها بود عرش الهى گردد و از آسمانها و زمين وسعتش بيشتر شود!!
در اينجاست كه دست حاجت بردن به سوى غير خدا قطع شود و جز دامن رحمت و عنايت و لطف و محبت او در دست نماند.
در اينجاست كه بر انسان معلوم مىشود تمام موجودات با همه قدرتى كه از طرف حق به آنها عنايت شده از درمان كوچكترين درد انسان عاجز و تنها خداست كه حلال تمام مشكلات است.
در اينجاست كه موجوديت ناچيز انسان با اتصال به انوار حقيقت، از ناسوت نجات پيدا كرده و پرواز كنان به سوى خطه لاهوت به حركت آيد.
و اينجاست كه مشرف به شرف خلافة اللهى گشته و در زمين به خاطر فنا شدن در حق، كار خدايى كند.
اديب ارجمند، ملا محمدباقر لارى به پيشگاه مولا چنين عرضه مىدارد:
|
كريما رحيما جهان داورا |
عطا پرورا معدلت گسترا |
|
|
خداوندگارا خدايى تو راست |
زما عجز و قدرت نمايى تو راست |
|
|
تويى دادخواه و تويى دادرس |
تويى بيگه و گاه فرياد رس |
|
|
تويى آگه از هر نهان همه |
تويى هم نهان هم عيان همه |
|
|
على را شبانگاه بيتوته نيز |
نگه داشتى زآن گروه سيتز |
|