عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٦ - معناى مراقبت در كلام بزرگان
به ماديات، حجابهاى عشق فطرى مىگردند و نمىگذارند كه اين پرتو ازلى ظاهر گردد.
به واسطه مراقبه، كمكم حجابها ضعيف شده تا بالاخره از ميان مىرود و آن عشق و حب فطرى ظهور نموده ضمير انسان را به آن مبدأ جمال و كمال رهبرى مىكند. اين مراقبه در اصطلاح عرفا تعبير به مى شده است[١].
|
راه خلوتگه خاصم بنما تا پس از اين |
مى خورم با تو و ديگر غم دنيا نخورم |
|
يكى از عرفاى عالى مقام مىگويد:
مراقبت، عبارت از يقين بنده است به اين كه خداوند در جميع احوال، عالم بر قلب و ضمير و مطلع بر رازهاى درونى اوست، چنانچه گفتهاند:
«المراقبة استدامة علم العبد باطلاع الرب فى جميع أحواله».
البته همين كه سالك يقين حاصل كرد خدا هميشه او را مىبيند و بر زواياى درون او واقف و مطلع است، مراقب خواطر ناپسندى خواهد بود كه قلب را از ذكر خداوند بازمىدارد.
از پيامبر ٦ روايت شده كه فرمود:
اعبد الله كأنك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك[٢].
خداى را چنان پرستش كن كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نبينى، او تو را مىبيند.
اهل مراقبت را به سه حال مىتوان شمرد:
اول حال مراقبت آن است كه: به واسطه يقين به اطلاع خداوند بر ضمير بنده،
[١] -لب اللباب: ٣١.
[٢] -ارشاد القلوب: ١/ ١٢٨، باب ٣٩ فى المراقبة؛ بحار الأنوار: ٦٩/ ٢٧٩، باب ١١٦.