عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٩١ - حقيقت و روح دين
بارى اين دو صفت مشخص و معلوم يعنى: جمال و كمال مستلزم صفات بىشمار ديگرى است كه از همان طريق به دست مىآيد.
به خوبى ملاحظه مىشود كه از طرفى در نهاد بشر يا فطرت او، براى عشق ورزيدن به يك شخصيت اخلاقى بسيار نيرومندى، محرك يا سائق و انگيزهاى وجود دارد و از طرف ديگر براى توضيح و تشريح ماهيت جهان بيانى اقناع كنندهتر، كه از هر لحاظ با واقعيتها تطبيق كند، نمىتوانيم پيدا كنيم جز اين كه بگوئيم:
حقيقت جهان عبارت است از: ذات خودآگاه و با شعور و بسيار مقتدر و خلاقى كه داراى كليه صفات جمال و كمال است و ايدهآلى را كه نوع بشر ضمن سير تاريخ در جستجوى آن بوده، يعنى ايدهآل صحيح و معشوق واقعى بشر همين جهان است و همين حقيقت است كه پيامبران درباره آن اصرار مىورزند و بدين جهت است كه هر پيغمبرى رسالتش را با كلمات: «لا إله إلاالله» آغاز مىكند و با همان كلمات به پايان مىرساند، آخرين پيغمبر طبق قرآن اعلام كرد كه:
[يا أيها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم و الذين من قبلكم لعلكم تتقون][١].
اى مردم! پروردگارتان را كه شما و پيشينيان شما را آفريده است، بپرستيد تا [با پرستيدن او] پروا پيشه شويد.
مطابق تعاليم قرآن كريم، اگر ما آفريننده را خدا، يا «الله» بناميم و يا به هر نام ديگر بخوانيم، فرقى حاصل نخواهد شد و آن چه را بايد در خاطر داشته باشيم اين است كه فقط او داراى اين همه امتيازات و واجد اين همه صفات جمال و زيبايى
[١] -بقره( ٢): ٢١.