عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٦ - مخالفت با هواى نفس، بهترين عبادت
|
تو با دشمن نفس هم خانهاى |
چه در بند پيكار بيگانهاى |
|
|
عنان باز پيچان و نفس از حرام |
به مردى ز رستم گذشتند و سام |
|
|
توخود را چو كودك ادب كن به چوب |
به گرز گران مغز مردم مكوب |
|
|
كس از چون تو دشمن ندارد غمى |
كه با خويشتن برنيايى همى |
|
|
وجود تو شهرى است پر نيك و بد |
تو سلطان و دستور دانا خرد |
|
|
همانا كه دونان گردن فراز |
در اين شهر گيرند سوداى آز |
|
|
تو را شهوت و حرص و كين و حسد |
چون خون در رگانست و جان در جسد |
|
|
گر اين دشمنان تربيت يافتند |
سر از حكم و رايت نه برتافتند |
|
|
هوى و هوس را نماند ستيز |
چو بيند سر پنجه عقل تيز |
|
آرى، بالاترين و برترين عبادت اين است كه از وساوس نفس و هوى و هوس او خويش را رها ساخته، از حالت نفس خواهى به خدا خواهى رسى و تمام خواستههاى نفس را در تمام زمينههاى زندگى با خواستههاى حضرت دوست مطابقت دهى و به عبارت ديگر نفس را از غير خدا خالص نموده و از تصرف شيطان و هوى خلاص كنى.
امام خمينى رحمه الله در اين زمينه مىگويد:
خلوص از تصرف شيطان كه مقدمه اخلاص است، به حقيقت حاصل نشود مگر آن كه سالك در سلوكش خداخواه شود و خودخواهى و خودپرستى را كه منشأ تمام مفاسد و ام الأمراض باطن است زير پا نهد و اين به تمام معنى در غير انسان كامل و به تبع او در خلص اوليا در ديگر اشخاص ميسور نيست، ولى سالك نبايد مأيوس از الطاف باطنيه حق باشد كه يأس از روح الله سرآمد همه سردىها و سستىهاست و از اعظم كبائر است و آنچه از براى صنف رعايا نيز ممكن است قرة العين اهل معرفت است.