عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٥ - مخالفت با هواى نفس، بهترين عبادت
صاحب «اسرار التوحيد» نوشته است كه:
شيخ ما روزى در ميان سخن، روى به يكى كرد و گفت: كه همه وحشتها از نفس است، اگر تو او را نكشى او تو را بكشد، اگر تو او را قهر نكنى او تو را قهر كند و مغلوب خود.
مواظبت بر وضع نفس، از پسنديدهترين برنامهها نزد خداست كه اگر توجه به او نشود سر از اطاعت برتابد و باز گرداندنش به گردونه اطاعت حق، امر محالى گردد!!
|
يافت مردى گور كن عمرى دراز |
سائلى گفتش كه چيزى گوى باز |
|
|
چون تو عمرى گور كندى در مغاك |
چه عجايب ديدهاى در زير خاك |
|
|
گفت اين ديدم عجب بر حسب حال |
كاين سگ نفسم همى هفتاد سال |
|
|
گور كندن ديد و يك ساعت نمرد |
يك دمم فرمان يك طاعت نبرد[١] |
|
از جملاتى از قبيل:
موتوا قبل أن تموتوا[٢]؛
قبل از مرگ بميريد و يا نفس را بكشيد تا راحت يابيد، منظور اين نيست كه جنبه ناسوتى و مادى انسان به كلى از بين برود، يا ممكن باشد چنين انتظارى داشت، بلكه مقصود اين است كه زمام نفس سركش به دست سالك بيايد تا او را رام و پاك كند و صفات رذيله آن را از ميان بردارد و با تسليم و توكل و توجه كامل به خدا و مراقبت تمام و مجاهدت فراوان ملكات فاضله را جانشين صفات رذيله سازد[٣].
سعدى، در وضع نفس و توجه به تربيت او مىفرمايد:
|
سخن در صلاح است و تدبير و خوى |
نه در اسب و ميدان و چوگان و گوى |
|
[١] -منطق الطير، عطار نيشابورى.
[٢] -بحار الأنوار: ٦٦/ ٣١٧، باب ٣٧، حديث ٣٤.
[٣] -بحث در افكار و احوال حافظ: ٢٩٧.