عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٨ - مخالفت با هواى نفس، بهترين عبادت
و اين نهى نفس از هوى عبارت از همان رياضت است كه در زبان اولياى الهى آمده است، در آثار درويش محمد طبسى در توضيح اين آيه مىخوانيم:
مراد از رياضت منع نفس حيوانى، از انقياد و مطاوعت قوت شهوى و غضبى و آنچه بدان دو قوت تعلق دارد و منع نفس ناطقه از متابعت قواى حيوانى از رذايل اخلاق و اعمال مانند حرص بر جمع مال و افشاى جاه و توابع آن از حيله و خديعه و غلبه و تعصب و حقد و حسد و فجور و انهماك در شرور و غير آن و ملكه گردانيدن نفس انسانى را طاعت عقل عملى بر وجهى كه رساننده او باشد به كمالى كه او را ممكن باشد.
و نفسى را كه متابعت قواى شهوى كند بهيمى خوانند و آن را كه قواى غضبى كند سبعى و آن را كه رذايل اخلاق ملكه كند شيطانى و اين جمله را نفس اماره خوانند، اگر اين رذايل در وى ثابت باشد و اگر ثابت نباشد وقتى ميل به شر كند و وقتى ميل به خير و چون ميل به خير كند از ميل به شر پشيمان شود و بر آن خويشتن را ملامت كند نفس لوامه خوانند.
و نفسى را كه منقاد عقل باشد و طلب خير و سعادت او را ملكه شده نفس مطمئنه خوانند.
و غرض از رياضت سه چيز است:
يكى رفع موانع از وصول به حق و آن شواغل ظاهر و باطن است.
و دوم مطيع گردانيدن نفس حيوانى عقل عملى را كه باعث باشد بر طلب كمال.
و سوم ملكه گردانيدن نفس را به ثبات بر آنچه معد او باشد، قبول فيض حق را تا به كمالى كه او را ممكن باشد برسد.
رياضت آن است كه هرگاه كه دل خود را طلبى ملازم حق بينى و كسى كه نفس خود را به رياضات مهذب نگردانيد سزاوار است كه او را به مقامات راه ننمايند