عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٧ - جهل نسبت به نفس، بزرگترين خطر
ايشان در اين حالت بايد از طبابت و قضاوت دورى نمايند.
بنابراين عمل عقلى مستلزم وصول مقدار صالحى از غذا و خون به دماغ است و اگر اين مقدار به طور كافى نرسد، دماغ مضطرب يا شعور خود را گم مىكند و چنانچه خون ناسالم و غير صالح شد و بدن سلامت كامل نداشت فكر براى دماغ بار سنگينى است و نتائج تفكرات مبهم و پيچيده و درهماند و در اين حال، انسان قادر به كمك گرفتن از حافظه و مركزيت دادن به افكار خويش نيست، ولى اگر جسم با وجود آرامش از غذاى كافى بهره كامل داشت، عقل وظيفه خود را به بهترين وجه انجام مىدهد.
اين تاثير جسم بر قواى نفس و جنود آن، اما از وضع نفس و تمايلات درونى نفس، عضلات و حواس و اعضا حكايت دارند و كيفيت خلقى انسان و غرائز غالب بر حيوان را مىتوان از حركات عضلانى و جسمى و از وجنات و چشم به خوبى استنباط كرد.
حالت وجد و سرور از انبساط عضلات چهره و حزن از انقباض آن و گرفتگى و اخم، صداى مؤذن يا زنگ مدرسه، مؤمنان را براى انجام وظائف عبادى و شاگردان را براى رفتن به كلاس برمىانگيزد، به محض اين كه نفس اراده عملى كرد يا خواست به نقطهاى برود فورا دست و پا به حركت درمىآيد، گويى جسم آلت اجراى ارادت نفس، يا صحنه نمايش ظهور امور و انديشههايى است كه در خاطر انسان مىگذرد.
تمام حركات ارادى دليل واضح بر تأثير نفس در بدن است، افراط در اعمال عقلى يا روحى، جسم را به تعب انداخته و از حال صحت منحرفش مىسازد.
ترس، موجب خفقان قلب و لرزش اعضاء است؛ خشم سبب اضطراب جسم، اتساع مجارى خون، خشكى دهان، تغيير رنگ و عدم انتظام فكر مىشود؛ غم،