عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩ - ٥ - انسان
و تمدن غرب نيز مانند حوضى شده است كه آبهاى گلآلود و متعفن و حشرات و مواد زهردار به قدرى بدان ريخته شده كه آن را به كلى مسموم و مهلك ساخته است و براى آبيارى كردن نهال سعادت و كمال معنوى هرگز شايسته و كارآمد نيست[١].
اين كه حضرت صادق ٧ قلب را در ضمن روايت از نظر حالات هم چون كلمه گرفته يك حقيقت و يك واقعيت است و نه تنها قلب كلمه است، بلكه تمام اعضا و جوارح و اجزاى ظاهر و باطن انسان كلمه هستند و اين كلمات در صورت قبول اعراب از فرهنگ و دين، معناى صحيح خواهند داد. اگر به غير فرهنگ الهى، فرهنگى بر اين كلمات اعرابگذارى كند، كلمات از مسيرشان منحرف شده و جز شر و ضرر و زيان و خسارت و دنائت و پستى و زور و قلدرى و تجاوز و خيانت هيچ معناى ديگرى نخواهند داد.
قرآن مجيد عقيده دارد كه فرهنگهاى غيرخدايى، چون وجود انسان را جذب كنند و بر كلمات اين كتاب كه اعضا و جوارح اوست اعراب بگذارند، از انسان كلمه خبيثه خواهند ساخت و همانگونه كه خود فرهنگ غيرخدايى پايدار نيست، انسان اعرابگذارى شده به وسيله آن فرهنگ هم روى سعادت نخواهد ديد.
قرآن در سوره ابراهيم در اين زمينه مىگويد:
[و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثت من فوق الأرض ما لها من قرار][٢].
[١] -اصول اساسى فن تربيت: ٢٠٦.
[٢] -ابراهيم( ١٤): ٢٦.