جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٤١ - فصل اول در بيان آن چه موجب خونبها مىشود
گرفتن خونبها عقل آن بحال خود باز آيد خونبها را ازو باز نمىتوان گرفت.
سىام هر گاه كسى كارى كند كه گوشهاى كسى كر شود و چيزى نشنود به شرطى كه مأيوس شوند از شنيدن او خونبهاى او را بايد داد و اگر از شنيدن او مأيوس نشوند بلكه ممكن باشد كه بعد از مدّتى بشنود انتظار بايد كشيد.
سى و يكم هر گاه كسى كارى كند كه هر دو چشم كسى چيزى نبيند خواه حدقه بحال خود باشد و خواه نباشد ضامن خونبهاى اوست.
سى و دوّم هر گاه كسى كارى كند كه هيچ بويى را نشنود ضامن خونبهاى اوست و اعتبار حال او به بويهاى خوش و بد مىتوان كرد و اگر به اينها معلوم نشود به قسامه عمل كنند و در بعضى احاديث وارد شده كه حضرت امير المؤمنين على ٧ فرموده كه لتّهاى را بسوزند و پيش دماغ او برند اگر چشم او پر آب شود دروغ مىگويد و الّا راست است.
سى و سيّم آن كه كسى كارى كند كه ذائقه شخصى برطرف شود ضامن خونبهاى اوست بقول بعضى از مجتهدين.
سى و چهارم آن كه كسى كارى كند كه شخصى در حال جماع منى او به دشوارى بيرون آيد.
سى و پنجم آن كه كسى كارى كند كه زن او حامله نشود.
سى و ششم آن كه كسى كارى كند كه هميشه بول از شخصى آيد و منقطع نشود بر قول بعضى از مجتهدين.
سى و هفتم آن كه كسى كارى كند كه شخصى حرف نتواند زد و زبان داشته باشد و اگر چه بعضى از حروف را تواند گفت و بعضى را نتواند گفت قياس بر بيست و هشت حرف بايد كرد.
سى و هشتم آن كه كسى هر دو استخوانى كه دندانهاى آدمى بر آن نشسته و گوشت روييده بكشند هر گاه دندانها با آن نباشد.
سى و نهم آن كه كسى كردن شخصى را بشكند و هم چنان كج بماند.
چهلم آن كه كسى كارى كند كه چيزى به گلوى شخصى فرو نرود.
چهل و يكم آن كه كسى هر دو دست كسى را از بند دست كه آن را زند گويند ببرد.
چهل و دوّم آن كه كسى در استخوان دست كسى را كه ذراع گويند تا مرفق جدا كند.
چهل و سيّم آن كه كسى هر دو بازوى كسى را تا دوش جدا از دست ببرد.
چهل و چهارم آن كه كسى پشت شخصى را بشكند و همين حكم دارد اگر كسى را كوژپشت كند به حيثيّتى كه قادر بر نشستن باشد.
چهل و پنجم آن كه كسى زخمى بر ديگرى زند چنانكه مغزى كه در مهرهاى پشت است بريده شود.
چهل و ششم آن كه كسى هر دو پستان مرد يا زن را ببرد و همين حكم دارد بريدن سرهاى پستان ايشان بقول بعضى.
چهل و هفتم كسى ذكر كسى را از بيخ يا از حشفه ببرد و اگر چه عنّى باشد.
چهل و هشتم آن كه شخصى خصيه كسى را ببرد.
چهل و نهم آن كه كسى هر دو طرف فرج زنى را ببرد خواه صحيحه باشد آن زن و خواه علّتدار چون رتقا و خواه بكر باشد و خواه غير بكر و خواه كوچك