جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٢٨٥ - پنجاه و چهار امر باقى
در قيمت عيبى يابد چون دخول كردن به كنيز.
بيست و سيّم دلالت كردن بر اختيار نمودن چه هر گاه شخصى مسلمان شود و زياده از چهار زن داشته باشد لازمست كه از جمله آنها اختيار چهار زن كند و هر گاه دخول كند مشخّص مىشود كه اختيار كرده و هم چنين در طلاق مبهم و عتق مبهم دلالت بر تعيين مىكند.
بيست و چهارم موقوف بودن انقضاى عدّه هر گاه مدخوله مرتد شود مطلقا يا آن كه دخول كننده مرتد ملّى باشد يا مدخوله مسلمان شود يا دخول كننده مسلمان شود و مدخوله او بت پرست باشد.
بيست و پنجم مانع شدن دخول كردن از ردّ نمودن مگر جهت آبستن بودن و غير بكر بودن كنيز كه در اين صورت دخول مانع از ردّ كردن آن كنيز نيست.
بيست و ششم ساقط شدن اختيار بعد از دخول چه اگر پيش از دخول كنيزى آزاد شود اختيار فسخ عقد خود دارد امّا بعد از دخول اختيار فسخ ندارد خواه شوهر او آزاد باشد و خواه غلام بر قول بعضى از مجتهدين.
بيست و هفتم ممنوع بودن به سبب دخول از نكاح كردن زنان ديگر كسى كه زياده بر چهار زن كافره داشته باشد و خود مسلمان شود تا انقضاى عدّه ايشان چه احتمال دارد كه ايشان در عدّه مسلمان شوند امّا اگر دخول نكرده باشد مىتواند فى الحال زن ديگر بخواهد و هم چنين ممنوعست از خواستن خواهر زن كافره تا آن كه آن كافره از عدّه بيرون آيد و هم چنين ممنوعست از اختيار كردن كنيز هر گاه مسلمان شود و زن آزاد كافره داشته باشد تا آن كه از عدّه بيرون آيد.
بيست و هشتم واقع شدن ظهار معلّق بر دخول.
بيست و نهم واقع شدن زن آزادى معلق بر دخول بنذر.
سىام باطل شدن اختيار زن و شوهر به سبب دخول در عيبى كه بعد از دخول به همرسد مگر ديوانگى در مرد كه باطل نمىشود چنانچه زود باشد كه بيايد.
سى و يكم تغيير مهر بحسب روزها در متعه.
سى و دوّم قرار يافتن و صحيح بودن نكاح بيمار چه اگر بيمار زنى را نكاح كند آن نكاح قرار نمىگيرد و منعقد نمىشود مگر آن كه دخول كند كه اگر دخول نكرده بميرد نكاح باطل مىشود.
سى و سيّم ثبوت تحصين هر يك از ايشان به سبب دخول خواه بعقد دوام و خواه بملك.
سى و چهارم نشر حرمت رضاع چه اگر دخول نكرده باشد نشر حرمت نمىكند.
سى و پنجم محرم شدن دختر به سبب دخول به مادر و محرم شدن مادر به سبب عقد دختر.
سى و ششم امتناع فسخ كردن زن نكاح