جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٩٥ - مطلب دوم در بيان آن چه فى الجمله ميراثخوار را از ميراث بردن مانع مىشود
پس اگر مرده يا نطفه بيفتد ميراث نمىبرد.
سيزدهم ابعد درجه با وجود اقرب از كلّ ميراث يا بعضى چنانچه مذكور شد.
چهاردهم مريض بودن مرد در وقت عقد زن و دخول نكردن با او و مردن در آن مرض چه بر قول مشهور زن را ميراث نيست.
پانزدهم منع طفلى كه از شكم افتد از بعض ميراث مثل آن كه جمعى كه به گواهى ايشان كلّ ميراث ثابت نشود گواهى دهند چون گواهى دادن يك زن بر او از دادن طفل چه در اين صورت آن طفل ميراث نمىبرد مگر چهار يك مال.
شانزدهم مشتبه شدن وارث آزاد و بنده و در بعضى[١] روايات وارد شده كه به قرعه آزاد را بيرون آرند و ميراث به او دهند.
هفدهم قدر قيمت كفن و خرج دفن كردن ميّت چه ورثه از آن ميراث نمىبرند.
هجدهم وصيّت كردن ميّت سه يك مال خود را براى كسى چه در اين صورت ورثه از سه يك مال او ميراث نمىبرند.
نوزدهم مالى را كه ميّت وقف كرده باشد چه ورثه از آن نيز ميراث نمىبرند.
بيستم جنايت كردن بنده از روى عمد بر كسى چه در اين صورت اگر او را بكشند وارث از قيمت آن محرومست امّا اگر جنايت بنده خطا باشد محروم نيست چه در اين صورت مخيّر است ميانه دادن غلام يا دادن ديت جنايتى كه در شرع جهت آن جنايت مقرّر باشد.
بيست و يكم فرزند[٢] داشتن زن چه آن زن از شوهر دويّمين ميراث نمىبرد.
بيست و دوم حرام مؤبّد شدن زن مدخوله بر شوهر به واسطه شير دادن زن كوچك چه در اين صورت او ميراث نمىبرد و در غيبت اگر از طرف مرد باشد خلافست و اين دو امر را مجتهدين در موانع ارث در كتاب ميراث ذكر نكردهاند و از خواص اين كتابست.
بيست و سيّم قدر حبوه كه تعلّق به پسر بزرگ دارد و وارثان ديگر از آن محرومند و حبوه در كلام عرب بمعنى عطيّه است و آن چنانست كه هر گاه شخصى بميرد انگشترى و شمشير و مصحف و رختهاى بدن او تمام تعلق به پسر بزرگ دارد و در بعضى روايات آمده كه زره و كتابها و راحله و سلاح او نيز از پسر بزرگست و آيا اين اجناس اگر متعدّد باشند همه از پسر بزرگست يا نه ميانه مجتهدين خلافست اقرب آنست كه جامها چون بلفظ جمع در حديث وارد شده تمام از اوست و اجناس ديگر كه بلفظ واحد وارد شده يك فرد از آن تعلّق به پسر بزرگ دارد و بعوض اين عطيّه لازمست به پسر بزرگ كه نماز و روزه كه به سبب بيمارى يا سفر از پدر او فوت شده باشد و با وجود قدرت بر قضاى[٣] آن اهمال كرده باشد قضا كند
[١] به ملاحظه ورود بعضى روايات ترك قرعه و احتياط را نه نمايند صدر دام ظلّه
[٢] در فرزند داشتن ترك احتياط به تصالح و تراضى ننمايند صدر دام ظلّه
[٣] گذشت كه فوت روزه در سفر قدرت بر قضاى او شرط نيست و اللَّه العالم صدر دام ظلّه