جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٢٠٠ - قسم چهارم در تجارت و كسب حرام
يهود و نصارى.
نوع دوازدهم فروختن آن چه در آن نفع نباشد چون حشرات و فضلات انسان و كرمها سواى كرم ابريشم و كرمى كه جهت مكيدن خون بر عضوى از اعضاى بيمار مىچسبانند چه در اين هر دو ميانه مجتهدين خلافست اقرب آنست كه فروختن آنها جايز است و هم چنين جايز است فروختن زنبور عسل بشرط آن كه تسليم آن ممكن باشد و مشاهده آن توان كرد.
نوع سيزدهم خريدن و فروختن مصحف امّا فروختن غلاف و كاغذ و جلد آن جايز است و هم چنين فروختن مصحف به كافر حرامست و بعضى از مجتهدين برآنند كه اگر كافر مصحف بخرد بيع صحيح است امّا حاكم شرع جبرش مىكند بر فروختن به مسلمانان.
نوع چهاردهم خريدن و فروختن كتابهائى كه حكم آن منسوخ باشد چون تورات و انجيل و زبور و نوشتن و نگاهداشتن آنها بغير نقض.
نوع پانزدهم خريدن و فروختن چيزهائى كه مغشوش به چيزى باشد كه ظاهر نباشد چون آب در شير.
نوع شانزدهم خريدن و فروختن حيوانى كه مسخ شده باشد چون ميمون مگر فيل كه به استخوان آن منتفع مىتوان شد و در حديث وارد شده كه حضرت امام ناطق جعفر الصّادق ٧ شانه از استخوان فيل داشتهاند.
نوع هفدهم خريدن و فروختن جانوران درنده سواى آن چه بآن توان شكار كرد چون پارس و باشه و باز و شاهين و چرز و غيره و در خريدن و فروختن خرس و شير و پلنك و كرك خلافست اصحّ آنست كه حرامست و بعضى از مجتهدين بر حرمت آن نقل اجماع نمودهاند و بعضى ديگر فروختن درندهها را جايز داشتهاند هر گاه قابل تزكيه باشند چه انتفاع از پوست ايشان مىتوان يافت.
نوع هجدهم خريدن و فروختن مال غير چون مغصوب و دزديده و لقطه پيش از تعريف يك سال و موقوفات عامّه و خاصّه چون وقف اولادى سواى موضعى كه استثنا شده چنانچه در بحث وقف مذكور شد و هم چنين خريدن و فروختن خاكه طلا و نقره كه در دكّان زرگرى بهم رسد جايز نيست.
نوع نوزدهم فروختن كنيزى كه از آقا فرزند داشته باشد در غير موضعى كه استثنا كردهاند چنانچه در باب ششم در بحث استيلاد مذكور شد.
نوع بيستم خريدن و فروختن چيزهائى كه مشترك باشد چون آب دريا و خاك صحرا پيش از آن كه در آن تصرّف كنند.
نوع بيست و يكم خريدن و فروختن زمينهايى كه امام آن را