جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ١٩٤ - شروط سوگند خوردن
باشد چون اصلاح ميانه دو خصم.
چهارم مكروه چون سوگند خوردن جهت چيزى بغير نامهاى خداى تعالى و غير اصنام چون سوگند به پدر و مادر خوردن و بعضى از مجتهدين اين را نيز حرام مىدانند و چون سوگندى كه متعلّق او مكروه باشد و سوگند خوردن راست نيز بىاحتياج مكروهست.
پنجم مباح چون سوگند خوردن بر فعل مباح.
و
شروط سوگند خوردن
هفت است:
اوّل آن كه به نام خداى تعالى باشد چون و الّذي نفسي بيده الّذي خلق الحبّة و برأ النّسمة و مقلّب القلوب و الأبصار و مانند اينها به اسماى مخصوص به او چون و اللَّه و باللَّه و الرّحمن و القديم و الباري و مانند اينها يا به اسماى مشترك كه آنها را اغلب بر خداى تعالى اطلاق كنند چون ربّ و خالق و بارى و رازق و بغير از اينها چون موجود و خبير و سميع و بصير سوگند خوردن صحيح نيست[١] و اگر بقدرة اللَّه و علم اللَّه سوگند خورد و به اينها قصد معانى آن را كند صحيح نيست و اگر به اينها قصد كند كه خدا قادر است و عالم است صحيح است و اگر گويد: بجلال اللَّه و بعظمة اللَّه و بكبرياء اللَّه و بعزّة اللَّه و أقسم باللَّه و أحلف باللَّه أو أقسمت باللَّه أو أحلفت باللَّه أو أشهد باللَّه سوگند منعقد مىشود و اگر اين مذكورات بى لفظ اللَّه واقع شود منعقد نمىشود و اگر گويد و حقّ اللَّه نيز منعقد مىشود و بعضى از مجتهدين اين قول را منعقد نمىدانند و اگر سوگند خورد به براءت از خدا و رسول و ائمّه عليهم السّلام بانكه گويد از دين خدا و ائمّه برى باشم آيا سوگند منعقد مىشود يا نه مجتهدين را در اين دو قولست اصحّ آنست كه منعقد نمىشود و بعضى از مجتهدين سوگند به مخلوقات عظيم الهى را جايز مىدانند چون سوگند به حضرت رسالت پناه و ائمّه معصومين عليهم السّلام و قرآن و كعبه و كواكب و سوگند بطلاق زوجه يا ظهار يا آزاد كردن بنده منعقد نمىشود.
دوّم آن كه شخصى كه سوگند مىخورد مىبايد كه بالغ و عاقل باشد پس سوگند طفل و ديوانه صحيح نيست و اگر طفلى دعوى احتلام كند تصديقش بايد كرد و محتاج بقسم دادن او نيست چه احتياج بقسم دور لازم مىآيد.
سيّم آن كه مختار باشد پس سوگند كسى كه او را به اكراه بر آن دارند صحيح نيست.
چهارم آن كه قصد كند پس سوگند مست و خفته و بيهوش صحيح نيست.
پنجم آن كه متعلّق سوگند مىبايد كه فعل واجب
[١] اگر قاصد بوده بانها خداوند عالم جلّت آلاؤه را احوط انعقاد است صدر دام ظلّه