جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٧٧ - فصل سيم در احكام اقرار كردن
به او مىدهند و اگر هر دو به ثالثى اقرار كنند ثلث را به او مىدهند و با عدالت هر دو نسب و ميراث هر دو ثابت مىشود.
فصل سيّم در احكام اقرار كردن
بدان كه هر گاه شخصى براى شخصى بمال معيّنى اقرار كند لازمست بر او دادن آن مال بآن شخص و هر گاه اقرار كند به چيزى مجهول تعيين آن بر متعارف بلد اقرار كننده است و هر گاه متعدّد باشد به آن چه غالب باشد[١] در استعمال و اگر غالب نباشد تعيين آن به اقرار كننده تعلّق دارد و هر گاه اقرار به مجهول كند صحيح است و حاكم التزام نمايد اقرار كننده را به تفسير آن مثل آن كه اقرار كند بمال يا به شىء يا مال بسيار يا مال عظيم يا كثير يا نفيس[٢] بشرط آن كه آن را در عرف مال گويند پس در اين صورت اگر اقرار به پوست بادام يا حبّه از گندم كند صحيح نيست و شيخ طوسى رحمه اللَّه گفته كه مراد بمال كثير هشتاد است زيرا كه در بعض احاديث وارد شده كه كثير را حضرات ائمّه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين به هشتاد تفسير كردهاند و در اين قول اشكالست چه اين حديث در نذر كردن واقع شده و حمل نذر بر اقرار كردن قياس است و اقرار مجهول بر پانزده وجه است:
اوّل اقرار كردن به شىء و آن بر اعمّ از مالست پس اگر آن را بحدّ قذف يا شفعه تفسير كند حاكم آن را قبول مىكند و اگر به سرگين نجس تفسير كند قبول نمىكند و بعضى از مجتهدين اين را نيز جايز داشتهاند[٣].
دوّم اقرار بمال پس آن چه آن را در عرف مال گويند بر او لازمست و اگر چه قليل باشد پس اگر مال نباشد چون سرگين نجس داخل نيست و آيا تفسير مال به حبّه گندم جايز است[٤] يا نه در آن خلافست چنانچه مذكور شد.
سيّم اقرار به اسماى اجناس چون زيت و ذهب و فضّه و قول قول مقرّ است در تفسير اينها با قسم[٥].
چهارم اقرار به صيغه جمع و آن را حمل مىكنند بر سه يا بيشتر و اگر گويد كه من از اين اقرار دو مىخواستم كه اقلّ جمع منطقى است در آن خلافست اقرب آنست كه قبول مىكنند[٦] با قسم.
پنجم اقرار به صيغه عدد چون صد و هزار و تفسير آن تعلق به مقر دارد و اگر چه تفسير به حبّه گندم[٧] كند.
ششم ابهام در صله چون له علىّ من واحد إلى عشرة يعنى فلانى راست بر من از يك تا ده چه اين احتمال هشت دارد و احتمال ده و نه دارد و احتمال پنج نيز دارد.
هفتم ابهام در وصف چون له علىّ درهم ناقص و هم چنين اگر گويد له علىّ مال عظيم جليل نفيس.
هشتم ابهام
[١] معيار در اقرار ظهور لفظ و كلام اقرار كننده است كه كاشف از مراد او است اگر چه بحسب قرائن عامّه يا خاصّه بوده باشد و غلبه در استعمال من حيث هو يكى از اسباب ظهور است صدر دام ظلّه العالى
[٢] اين شرط در اقرار به شىء من حيث هو معلوم نيست صدر دام ظلّه العالى
[٣] اگر قابل تعلق حق اختصاص به او است فرمايش بعض از مجتهدين بعيد نيست صدر دام ظله
[٤] ظاهر كلام سابق ترجيح جواز بود صدر دام ظلّه
[٥] الزام تقسيم مشكل است صدر دام ظلّه
[٦] گذشت كه الزام بقسم مشكل است صدر دام ظلّه
[٧] حبّه گندم بعيد است مگر به قراين خاصّه صدر دام ظلّه