جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٣٤ - بيست و چهار قسم حرام
بر رو افتد حلال.
شانزدهم سنگ پشت.
هفدهم خارپشت.
هجدهم خرچنگ برّى و بحرى.
نوزدهم گوشتى كه در زير سپرز بريان كنند زيرا كه آن گوشت حرام مىشود بشرط آن كه سپرز را شكافته باشند و هم چنين حرام مىشود اگر ماهى حلال و ماهى حرام را با هم بريان كنند بشرطى كه ماهى حرام بر بالاى ماهى حلال باشد امّا اگر ماهى حلال بر بالاى ماهى حرام باشد حرام نيست و تخم هر حيوانى تابع آن حيوانست و اگر تخم حلال با حرام مشتبه شود هر كدام كه هر دو طرف او مختلف باشد حلالست و هر كدام كه متّفق باشد حرام است و آن چه فاسد شده باشد نيز حرامست
و امّا
چهارده قسم مكروه
اوّل اسب.
دوّم خر.
سيّم استر و بعضى از مجتهدين گوشت استر را حرام مىدانند.
چهارم حيوانى كه يك نوبت يا دو نوبت شير خوك خورده باشد و سنّت است استبراى چنين حيوانى هفتاد روز به علف دادن اگر آن علف خورد و اگر علف نخورد نه روز شير حيوانى را خورد كه گوشت او را خورند امّا اگر شراب خورده باشد گوشت او حرام نمىشود بلكه آن چه در شكم اوست بشويند.
پنجم حيوانى كه شير آدمى بخورد.
ششم كلاغى كوچك كه در حوالى زراعت مىباشد و زاغى كه به رنگ خاكستر باشد.
هفتم هدهد چه حضرت رسالت پناه ٦ نهى كردهاند از كشتن هدهد.
هشتم خطاف چه در حديث آمده كه خطاف هميشه الحمد للّه ربّ العالمين مىگويد و بعضى از مجتهدين او را حرام مىدانند و مؤيد قول اوّلست آن كه بال بر همزدن او بيشتر از صف بستن بال اوست.
نهم قبّره يعنى چكاوك چه در حديث آمده كه قبّره را نبايد خورد و به طفلان نبايد داد كه بآن بازى كنند زيرا كه او هميشه تسبيح مىگويد و لعن بر دشمنان اهل بيت مىكند.
دهم فاخته چه در حديث آمده كه شومست نگاهداشتن فاخته.
يازدهم حبارى.
دوازدهم صرد.
سيزدهم صوام و آن مرغيست دراز گردن گردآلود رنگ كه بر درخت خرما مىباشد.
چهاردهم شقران و وجه كراهيّت او آن چه در حديث آمده آنست كه او مار را مىكشد
فصل چهارم در بيان آن چه از حيوانات و غير آنها حرامست و مكروه
و آن بر سى و دو قسمست بيست و چهار قسم حرام و هشت قسم مكروه امّا
بيست و چهار قسم حرام
: اوّل هر چيز روانى كه مست كند چون شراب كه از شيره انگور مىكشند و تبعى كه از عسل مىگيرند و نقيعى كه از مويز مىگيرند مرز يعنى برزه كه از ذرت مىسازند و فصيحى كه از خرما و جعه كه از جو مىگيرند و غير اينها هر چه مست كننده