جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ١٩٧ - فصل دويم در شروط كفاره
كفّاره كسى كه غلام خود را زياده از حدّ بزند آنست كه او را آزاد كند.
هجدهم كفّاره غيبت استغفار كردن است براى كسى كه غيبت او كرده باشد.
نوزدهم كفّاره خنديدن گفتن اللَّهمّ لا تمقتنى است يعنى بار خدايا مرا دشمن مدار و از جمله اعدا مشمار.
بيستم كفّاره منصبدارى از جانب پادشاه ظالم آنست كه حاجت برادران مسلمان برآرد.
بيست و يكم كفّاره مجلس گفتن سبحان ربّك ربّ العزّة عمّا يصفون و سلام على المرسلين و الحمد للّه ربّ العالمين.
بيست و دويّم كفّاره كسى كه بعد از سه روز به ديدن كسى رود كه او را از حلق كشيده باشند آن است كه غسل كند.
بيست و سيّم كفّاره كسى كه بعد از سه روز به ديدن شخصى رود كه بدارش كشيده باشند نيز غسل كردنست.
بيست و چهارم كفّاره كسى كه نماز كسوف را در وقتى كه تمام قرص گرفته باشد عمدا ترك نمايد اينست كه غسل كند و نماز را قضا كند
فصل دويّم در شروط كفّاره
و آن يازده است:
اوّل آن كه نيّت كفّاره كند.
دويّم آن كه قصد قربت نمايد.
سيّم آن كه كفّاره را از عوض مجرّد سازد پس اگر غلامى را آزاد كند بشرطى كه او چيزى دهد صحيح نيست.
چهارم آن كه سبب آزاد كردن فعل حرام نباشد چون بريدن گوش و بينى چه اگر بريدن گوش و بينى قصد آزاد كردن جهة كفّاره كند صحيح نيست.
پنجم تعيين كفّاره با تعداد اقسام آن امّا به اتحاد تعيين لازم نيست.
ششم آن كه بنده را كه در كفّاره آزاد مىكند بايد كه مسلمان باشد يا طفلى كه پدر او مسلمان باشد پس آزاد كردن كافر صحيح نيست.
هفتم آن كه بنده كسى باشد كه به خريدن او آزاد نشود پس اگر پدر خود را بخرد و قصد كفّاره كند صحيح نيست.
هشتم آن كه بنده سالم باشد از عيوبى كه موجب آزادى او شود يعنى كور و لنگ و زمين گير و مجذوم و غير آن نباشد و اگر بيمار باشد يا آفتى داشته باشد صحيح است.
نهم آن كه بنده ملك او باشد پس غلام غير و غلامى كه بر كسى جنايتى كرده باشد يا مدبّر باشد يا مكاتب مطلق كه چيزى داده باشد صحيح نيست.
دهم آن كه تمام بنده را آزاد كند پس اگر نصف او را در كفّاره آزاد كند صحيح نيست مگر آن كه قصد سرايت كند.
يازدهم آن كه آزاد كردن را معلّق بشرطى نسازد پس آزاد كردن مدبّر و مكاتب در كفّاره مجزى نيست و فرقى نيست در كفّاره ميانه غلام و كنيز حاضر و غايب و گريخته