جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ١٩٦ - فصل اول در اقسام كفارات
ششم كفّاره خلاف كردن سوگند و آن آزاد كردن بنده است يا طعام دادن يا جامه دادن ده مسكين و اگر ازين هر دو عاجز آيد سه روز روزه داشتن.
هفتم كفّاره خلاف كردن عهد و آن مانند كفّاره خلاف كردن سوگند است و بعضى از مجتهدين برآنند كه اگر عهد روزه است كفّاره آن چون كفّاره افطار ماه رمضان است و اگر غير صوم است مثل كفّاره سوگند خوردن است.
هشتم كفّاره كندن زن گيسوى خود را و خراشيدن روى خود را در مصيبت و آن مثل كفّاره سوگند خوردن است.
نهم كفّاره كسى كه جامه خود را از براى مردن فرزند خود يا زن خود پاره كند و آن چون كفّاره سوگند خوردن است و اگر چه زن متعه باشد امّا اگر از براى كنيز يا جهت غير مصيبت پاره كند كفّاره ندارد و بعضى از مجتهدين اينها را نيز حرام مىدانند.
دهم كفّاره كشتن مسلمانى به ناحق عمدا و كفّاره آن كفّاره جمعست يعنى هر سه خصال كفّاره در آن واجبست.
يازدهم كفّاره افطار روزى از ماه رمضان بر چيزى حرام چه نزد اكثر مجتهدين در آن نيز هر سه خصال كفّاره واجبست.
دوازدهم كفّاره كسى كه زن شوهر دار يا زنى را كه در عدّه باشد نكاح كند آنست كه ازو مفارقت كند و پنج من گندم بوزن تبريز تصدّق نمايد و بعضى از مجتهدين اين را سنّت مىدانند.
سيزدهم كفّاره جماع كردن با زن خود در حالت حيض و آن در اوّل حيض يك دينار است يعنى يك مثقال شرعى طلا و در وسط حيض نصف دينار و در آخر حيض ربع دينار و بعضى از مجتهدين اين را نيز سنّت مىدانند و اگر با كنيز در حالت حيض دخول كند در هيچ حال كفّاره ندارد.
چهاردهم كسى كه سوگند به براءت از خدا و رسول و ائمّه عليهم السّلام خورد و خلاف آن نمايد ده مسكين را طعام دهد و استغفار كند.
پانزدهم كفّاره كسى كه نذر روزه معيّنى كند و از آن عاجز آيد آنست كه دو مدّ به مسكين تصدّق كند و با عجز از آن بهر چه استطاعت داشته باشد صدقه دهد و بعضى از مجتهدين كفّاره را در اين صورت ساقط مىدانند.
شانزدهم كفّاره كسى كه پيش از گذاردن نماز خفتن خوابش برد و بعد از نصف شب بيدار شود آنست كه آن روز را روزه دارد و اگر عمدا بخواب رفته باشد يا نماز غير خفتن باشد اين حكم ندارد چه روايت در اين صورت وارد نشده.
هفدهم