جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٠٦ - قسم اول آن كه تركه بقدر سهام ورثه باشد
بميرد و شش زن و دوازده خواهر مادرى و بيست و پنج خواهر پدرى داشته باشد اصل فريضه ايشان دوازده سهم است سه سهم حصّه زنان و چون ميانه رءوس ايشان و سهام ايشان توافق بثلث بود بمعنى اعم ردّ كرديم رءوس ايشان را بثلث كه دو است و حصّه خواهران مادرى چهار است و چون ميانه رءوس و سهام ايشان توافق بثلث بود ردّ كرديم رءوس ايشان را بثلث يعنى چهار و حصّه خواهران پدرى پنجست و چون ميانه رءوس و سهام ايشان توافق بخمس بود ردّ كرديم رءوس ايشان را به پنج آنگاه دو را در سه ضرب كرديم و حاصل آن را در پنج زديم و هم چنين حاصل آن را در دوازده كه اصل فريضه است ضرب كرديم سيصد و شصت سهم شد حصّه زنان نود سهم شد و حصّه خواهران مادرى صد و بيست و حصّه خواهران پدرى صد و پنجاه.
يازدهم آن كه ميانه رءوس سهام جميع فرق توافق نباشد و ميانه رءوس جميع فرق تباين باشد رءوس هر فرقه را در ديگرى ضرب بايد كرد و حاصل را در عدد رءوس فرقه ثالثه و هم چنين حاصل را در اصل فريضه مثل آن كه شخصى بميرد و دو زن و پنج خواهر مادرى داشته باشد و اصل فريضه دوازده سهم است حصّه زنان سه سهم است و حصّه خواهران مادرى چهار سهم و حصّه خواهران پدرى پنج سهم و چون ميانه سهام و رءوس جميع فرق توافق بود ضرب كرديم دوازده را در پنج و حاصل آن را در هفت و هم چنين حاصل را در اصل فريضه هشتصد و چهل سهم شد حصّه زنان دويست و ده سهم شد و حصه خواهران مادرى دويست و هشتاد سهم و حصّه خواهران پدرى سيصد و پنجاه سهم.
دوازدهم آن كه ميانه رءوس و سهام بعضى از فرق توافق باشد و ميانه رءوس و سهام بعضى نباشد و ميانه رءوس جميع فرق تباين باشد رءوس متوافقين را به جزء وفق ردّ بايد كرد و رءوس فرقه اولى را در فرقه ثانيه ضرب بايد كرد و حاصل را در فرقه ثالثه و هم چنين حاصل را در اصل فريضه مثل آن كه شخصى بميرد و چهار زن و شش خواهر مادرى و هفت خواهر پدرى داشته باشد اصل فريضه ايشان دوازده است حصّه زنان سه سهم و حصّه خواهران مادرى چهار سهم و حصّه خواهران پدرى پنج سهم و چون ميانه سهام و رءوس ايشان توافق بنصف بود ردّ كرديم رءوس ايشان را بنصف كه سه باشد و چون ميانه رءوس جميع فرق تباين بود ضرب كرديم چهار را در سه و حاصل را در اصل فريضه يك هزار و