جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٣٩ - آن چه تعلق به طعام خوردن و آب نوشيدن و رخت پوشيدن دارد
مىگرداند.
شانزدهم آبهايى كه از دست شستن بهم مىرسد در ظرفى جمع كردن.
هفدهم در وقت دست شستن پيش از طعام اوّل صاحب طعام دستهاى خود را شستن آنگاه كسى كه در دست راست او نشسته باشد و در دست شستن بعد از طعام ابتدا به كسى كنند كه در جانب دست چپ صاحب طعام نشسته باشد آنگاه آخر از همه صاحب طعام دستهاى خود را بشويد و در بعضى احاديث واقع شده كه در دست شستن ابتدا به كسى كنند كه در جانب راست در خانه نشسته باشد خواه آزاد باشد و خواه بنده.
هجدهم آن كه اوّل صاحب طعام شروع در طعام خوردن كند.
نوزدهم آن كه صاحب طعام بعد از همه دست از طعام خوردن بكشد.
بيستم دعا كردن جهت صاحب طعام به طريقى كه از حضرت رسالت پناه ٦ منقولست كه آن حضرت بعد از طعام به صاحب طعام مىگفتهاند:
طعم عندكم الصّائمون و اكل طعامكم الابرار و صلّت عليكم الملائكة الاخيار
. بيست و يكم اوّل نماز كردن هر گاه طعام در وقت نماز حاضر شود و وقت نماز وسعت نداشته باشد مگر آن كه جماعتى انتظار او كشند.
بيست و دويّم بعد از طعام خوردن بر پشت افتادن و پاى راست را بر بالاى پاى چپ نهادن.
بيست و سيّم بعد از هر سه روز يك بار گوشت خوردن.
بيست و چهارم خلال جهت مهمان حاضر ساختن بعد از طعام خوردن و خلال كردن بعد از طعام خوردن و بيرون آوردن آن چه در بيخ دندان مانده باشد.
بيست و پنجم سبزيها با طعام آوردن چه در حديث آمده كه حضرت امير المؤمنين ٧ چنين مىكردند.
بيست و ششم پيش از طعام ابتدا به نمك كردن و بعد از طعام ختم به سركه يا نمك نمودن.
بيست و هفتم دهن را بعد از طعام به سعد يعنى به مشك زمين كه به تركى تاپلاق گويند شستن چه در حديث آمده كه دفع درد دندان و دهن را خوشبو مىكند و بواسير را نيز نافع است و قوّه جماع نيز مىدهد.
بيست و هشتم جمع كردن آن چه در دستار خوان ريخته باشد اگر در خانه طعام خورده باشند و گذاشتن آن چه در آن ريخته باشد اگر در صحرا طعام خورده باشند.
بيست و نهم شب سير خوابيدن مرد پير چه در حديث آمده كه هر گاه مرد پير شب بخوابد و شكم او سير باشد باعث آن مىشود كه شب خواب كند و بوى دهن او نيك شود.
سىام خوردن آن چه از طعام در دستار خوان ريخته باشد چه در حديث آمده كه سبب شفاى مرضها مىشود و محتاجى را زايل