جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٢٦ - پنج امر حرام
يا غايب باشند حدّ مىتوان زد و سنّت است امام را تلقين انكار كردن كسى را كه اقرار مىكند چه مكروهست حريص ساختن اقرار كننده را بر اقرار مگر كسى را كه عالم بحال او باشد.
فصل دوّم در آن چه تعلق بحدود دارد
و آن سى امر است دوازده امر واجب و پنج امر حرام و هفت امر سنّت و شش امر مكروه امّا
دوازده امر واجب
اوّل اقامت حدود بر حقّ اللَّه و حقّ النّاس بعد از مطالبه صاحب حق.
دوّم حاضر شدن شهود و بعضى از مجتهدين حاضر شدن جمعى را براى اقامت حدّ واجب مىدانند و اقلّ ايشان يك است و بعضى گفتهاند كه اقلّ جماعتى كه حاضر شوند بايد كه ده كس باشند و بعضى سه كس نيز گفتهاند و بعضى اين حاضر شدن را سنّت مىدانند.
سيّم امر كردن كسى را كه مىخواهند سنگسار كنند به غسل ميّت كردن و كفن پوشيدن و اگر غسل نكرده باشد واجبست كه بعد از رجم يا حد او را غسل دهند و كفن كنند.
چهارم نماز گذاردن بر او و دفن كردن او بعد از كشته شدن.
پنجم آن كه گواهانى كه به زنا كردن او گواهى دادهاند اوّل ايشان سنگ بزنند هر گاه موجود باشند.
ششم آن كه امام ابتدا به زدن سنگ كند اگر بغير گواه پيش او ثابت شده باشد.
هفتم آن كه اگر بر شخصى رجم و جلد واجب شود اوّل او را تازيانه بزنند آنگاه رجم كنند.
هشتم آن كه در سنگسار كردن زن را تا سينه و مرد را تا كمر در زمين پنهان كنند و بعضى از مجتهدين اين را سنّت مىدانند و اگر بعد از آن كه ايشان را در زمين پنهان كرده باشند بگريزند پس اگر ثبوت آن به گواه شده ايشان را برگردانند و اگر به اقرار آن ثابت شده اگر سنگ بر او خورده برگردانيدن او لازم نيست.
نهم آن كه زانى را برهنه كرده سنگسار كنند بر قول بعضى و بعضى گفتهاند به طريقى كه در حالت زنا كردن بوده بزنند.
دهم پوشيدن عورتين مرد واجبست و زن را با رخت بزنند.
يازدهم سخت زدن تازيانه و بعضى ميانه گفتهاند.
دوازدهم اجتناب كردن از زدن تازيانه بر سر و رو و فرج ايشان.
و امّا
پنج امر حرام
اوّل اهمال كردن در دفن كسى كه او را سنگسار كرده باشند.
دوّم اقامت حدّ غير قتل بر زنى كه بيمار باشد و امّيد نيك شدن او باشد يا زنى كه نفاس يا استحاضه داشته باشند چه اين هر دو بيمارند تا آن كه بهتر شوند و اگر مصلحتى تقاضا كند كه اقامت حدّ بايد نمود حدّ ضغث بايد زد چنانچه مذكور شد.
سيّم اقامت حدّ بر زنى كه حامله باشد تا آن كه بزايد و طفل او مستغنى از او شود اگر كسى نباشد كه محافظت او كند و شير دهد.
چهارم اقامت حدّ در حرم كعبه كسى را كه ملتجى به حرم كعبه شده باشد.
پنجم گذاشتن كسى كه او را از حلق