جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٢٦٨ - فصل دوم در بيان شروط عقد نكاح دايمى
باشد غير از پدر او.
بيست و دوّم نكاح كردن دختر بكر بىرخصت[١] پدر او.
بيست و سيّم نكاح كردن[٢] خواهر زنى كه او را طلاق باين داده باشد فى الحال بر قول بعضى از مجتهدين.
بيست و چهارم منع كردن زن از عيادت و تعزيت خويشان.
بيست و پنجم ريختن منى در غير فرج زن آزادى كه بعقد دوام او را خواسته باشد بىاذن او و بعضى از مجتهدين اين را حرام[٣] مىدانند و هر گاه اين عمل كند سنّت است كه ده مثقال طلا ديت نطفه بان زن دهد امّا در متعه و شير دهنده و عقيم و زنان مسن و سليطه و كنيز بىاذن ايشان جايز[٤] است.
بيست و ششم خوابيدن ميان دو زن آزاد امّا ميان دو كنيز مكروه نيست.
فصل دوّم در بيان شروط عقد نكاح دايمى
و آن شانزده است:
اوّل ايجاب چون زوّجتك يعنى زن گويد به مرد كه تزويج كردم ترا.
دوّم قبول چون قبلت النّكاح يعنى مرد گويد قبول دارم نكاح را و قبلت گفتن بىآن كه لفظ نكاح را بآن ضم كنند نيز كافيست و اگر در لفظ ايجاب و قبول موافق نباشند چنانچه مذكور شد جايز است و مقدّم داشتن ايجاب بر قبول لازم نيست و اگر هر يك از زن و شوهر شخصى ديگر را وكيل كنند وكيل زن چنين گويد زوّجت موكّلتى من موكّلك يعنى نكاح كردم وكيل كننده خود را جهت وكيل كننده تو پس وكيل مرد گويد قبلت لموكّلي يعنى قبول كردم نكاح را جهت وكيل كننده خود.
سيّم آن كه هر يك از ايجاب و قبول را به صيغه ماضى گويند چنانچه مذكور شد پس اگر به صيغه مضارع گويند جايز نيست امّا اگر به صيغه امر گويند بعضى از مجتهدين آن را جايز داشتهاند.
چهارم آن كه در صيغه قصد انشاء كنند يعنى قصد ماضى نكنند چه اگر قصد ماضى كنند صحيح نيست.
پنجم آن كه ايجاب و قبول را به صيغه عربى بگويند هر گاه قدرت بر صيغه عربى داشته باشند امّا اگر بر آن قادر نباشند بهر لغتى كه دانند صحيح است.
ششم آن كه هر يك از ايجاب و قبول را بلفظ نگويند با قدرت پس اگر اشاره كنند صحيح نيست امّا اگر قادر بر گفتن لفظ نباشند اشاره كافيست.
هفتم آن كه عقد را معلّق بر شرط نسازند پس اگر معلق بر شرط سازند صحيح نيست امّا اگر در عقد شرط مشروعى[٥] كنند صحيح است.
هشتم آن كه ايجاب و قبول در يك مجلس واقع شود بىفاصله پس اگر در دو مجلس واقع شود يا با فاصله باشد اگر چه اندك باشد صحيح نيست امّا اگر فاصله سعال باشد صحيح است.
نهم آن كه هر يك از زن و شوهر بالغ باشند پس اگر طفل باشند عقد ايشان بىاذن ولى صحيح نيست
[١] البتّه ترك نمايند صدر دام ظلّه
[٢] گذشت كه احوط ترك است صدر دام ظلّه العالى
[٣] فرمايش بعض از مجتهدين را رعايت نمايند صدر دام ظلّه
[٤] در بعضى از اين مذكورات خالى از اشكال نيست صدر دام ظلّه
[٥] تفصيلى دارد كه مجال ذكر آن نيست صدر دام ظلّه