جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٥١ - تتمه
دانستن بيست و پنج امر لازمست و آن دانستن ناسخ و منسوخ آنهاست و عموم و خصوص و امر و نهى و اطلاق و تقييد و محكم و متشابه و اجمال و بيان و ظاهر و مأوّل و قصد الفاظ و كيفيّت دلالت و مقاصد الفاظ و متواتر و آحاد و مسند و مرسل و مقطوع و حال روات و تعارض ادلّه و قوّت استخراج و آيات قرآنيّه كه احكام شرعيّه از آن مستنبط مىشود قريب به پانصد آيه است و حفظ آنها شرط نيست بلكه فهميدن معانى آنها و استحضار آنها هر گاه محتاج بانها شود كافيست و در احاديث اعتماد بر اصل مصحّحى از چهار اصل مشهور كه آن كافى و من لا يحضره الفقيه و تهذيب و استبصار است كه بسند متّصل از عدول تا امام روايت كردهاند كافيست.
سيّم احاطه به مسايل اجماعيّه تا آن كه اجتهاد بخلاف آن نكند امّا معرفت مسايل اجماعى و خلافى واجب نيست.
چهارم دليل عقلى از استصحاب و برائت اصليّه در جائى كه محتاج بدليل عقلى مىشود و آنجا آيات قرآنيّه و احاديث نباشد و دانستن قياس پيش اماميّه حجّت نيست امّا نزد سنّيان حجّت است و مراد به دانستن اين علوم آنست كه او را قوّت آن باشد كه ردّ فرع به اصل تواند كرد و استنباط فرع از اصل تواند نمود چه تحصيل اين علوم چنانچه در اين زمان متعارف است سهل است امّا بهم رسانيدن آن قوّت به غايت مشكل است تا آن كه توفيق الهى شامل حال كدام سعادتمند گردد اين كار دولتست كنون تا كه را رسد
و امّا
پانزده صفت سنّت
اوّل آن كه قاضى زاهد و متورّع و امين باشد.
دوّم آن كه اعمال صالحه بسيار كند.
سيّم آن كه از هواى نفس شديد العفّه باشد.
چهارم آن كه بتقوى حريص باشد.
پنجم آن كه بىعنف و تعدّى صاحب قوّت باشد و بىضعف و سستى ملايم باشد تا آن كه قوى در باطل او طمع نكند و ضعيف از عدل او مأيوس نشود.
ششم آن كه حليم باشد.
هفتم آن كه فهيم باشد به مزاياى امور.
هشتم آن كه ضابط باشد.
نهم آن كه چيزها را زود بشنود.
دهم آن كه قوّت در بصر و بصيرت او باشد.
يازدهم آن كه دانا باشد به زبان اهل آن شهرى كه در آنجا قاضى است.
دوازدهم آن كه از طمع منزّه باشد.
سيزدهم آن كه صادق القول باشد[١].
چهاردهم آن كه صاحب رأى سخت باشد.
پانزدهم آن كه جبّار نباشد
تتمّه
قاضى بودن شخصى به سبب تعيين امام به سه طريق ثابت مىشود:
اوّل شنيدن از امام كه به شخصى به صيغه ماضى گويد: ولّيتك في الحكم يعنى والى گردانيدم ترا در حكم كردن
[١] صدق در قول و جابر نبودن از صفات واجبه است در قاضى صدر دام ظلّه