جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٢٩ - فصل اول در اقسام كشتن
قسم كنند و قرعه بزنند تا آن كه يكى بماند
تتمّه
بدان كه فرق ميانه حدّ و تعزير بده امر مىشود:
اوّل مقدار معيّن نداشتن تعزير در طرف قلّت مگر در پنج موضع كه مذكور شد.
دوّم مساوى بودن آزاد و بنده در تعزير.
سيّم موافق بودن تعزير با گناهان در بزرگى و كوچكى چه حدّ مسمّاى فعل كافيست.
چهارم آن كه تعزير تابع مفسده است و اگر چه معصيت نباشد چون تأديب طفل و ديوانه بخلاف حدّ كه تابع معصيت است.
پنجم آن كه هر گاه معصيت حقير باشد تعزير او نيز حقير است و اگر چه فايده ندهد و بعضى از مجتهدين برآنند كه اين تعزير عبث است چه قليل فايده نمىدهد و كثير جايز نيست.
ششم ساقط شدن تعزير به سبب توبه بخلاف حدّ چه بعضى از آنها به توبه ساقط نيست.
هفتم داخل شدن تخيير در تعزير بحسب انواع تعزير بخلاف حدود كه در آنها تخييرى نيست مگر در محارب و لواطه.
هشتم اختلاف تعزير بحسب اختلاف فاعل و مفعول و جنايت بخلاف حدود كه مختلف نمىشود باختلاف آنها.
نهم آن كه اگر سبب تعزير نسبت بدو شهر مختلف شود در هر شهرى تفاوت آن شهر را رعايت بايد كرد بخلاف حدود.
دهم آن كه تعزير بر چند قسمست حقّ اللَّه چون دروغ گفتن و حقّ النّاس چون دشنام دادن به فحش و حقّ هر دو چون دشنام صلحايى كه مرده باشند بخلاف حدّ كه حقّ اللَّه است الّا حدّ قذف كه در آن خلافست.
باب بيستم از كتاب جامع عبّاسى در بيان خونبهاى قتل آدمى
و خونبهاى زخمى كه بر آدمى زنند و خونبهاى قطع اعضاى او و خونبهاى سگ شكارى و سگ گله و سگى كه محافظت باغ يا زراعت كند و در آن چند مطلب است و خاتمه:
مطلب اوّل در بيان آن چه موجب كشتن است
و در آن چند فصل است:
فصل اوّل در اقسام كشتن
و در آن پنج قسمست:
قسم اوّل واجب چون كشتن كافر حربى هر گاه مسلمان نشود و جهود و ترسا و آتشپرست هر گاه التزام دوازده شرطى كه در بحث جهاد مذكور شد نكنند و مسلمان نيز نشوند و كشتن بيست و پنج كس كه در بحث حدود مذكور شد و كشتن مسلمانى كه كافران در جنك ايشان را اسير خود كرده باشند و فتح ممكن نباشد مگر به كشتن ايشان.
قسم دوّم حرام چون كشتن مؤمنى بغير حق و كشتن جهود و ترسا و آتشپرست هر گاه التزام دوازده شرطى كه در بحث جهاد مذكور شد