جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٢٥ - فصل اول در اقسام شكار
مشخّص نباشد لعان واقع نمىشود.
يازدهم آن كه كلمات شهادت و لعن و غضب را پى در پى بگويند.
دوازدهم هر يك از شوهر و زن به گفتن آن كلمات وقتى شروع كنند كه حاكم شرع ايشان را تلقين آن نمايد پس اگر هر يك از ايشان بىآن كه حاكم شرع ايشان را تلقين كند بگويند صحيح نيست.
و امّا
هشت امر سنّت
. اوّل آن كه حاكم شرع پشت بقبله كند و روى به ايشان.
دوّم آن كه شوهر بر دست راست حاكم شرع بايستد و زن بر دست چپ او.
سيّم آن كه جماعتى از مردان در آن مجلس حاضر باشند جهت شنيدن لعان و كمتر از چهار كس نباشند.
چهارم آن كه حاكم شرع مرد را پيش از ذكر لعن وعظ بگويد و نصيحت كند و او را از عذاب خداى تعالى در آخرت بترساند و اين آيت را بر او بخواند كه إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا تا آخر آيه.
پنجم آن كه حاكم شرع زن را پيش از ذكر غضب نيز وعظ بگويد و نصيحت كند به طريقى كه در مرد گفته شد.
ششم آن كه لعان را در مكان شريفى چون ميان ركن و حجر الاسود و مقام ابراهيم ٧ واقع گرداند اگر در مكّه باشد و ميانه منبر حضرت رسالت پناه ٦ و قبر آن حضرت اگر در مدينه باشد و در زير صخره اگر در بيت المقدس باشد و در مشاهد حضرات ائمّه معصومين عليهم السّلام اگر در آنجاها باشد و در مسجد جامع اگر در شهرهاى ديگر باشد.
هفتم آن كه در زمانهاى شريف چون بعد از عصر واقع گرداند.
هشتم آن كه مردمان را بر ايشان جمع كند
باب سيزدهم از كتاب جامع عبّاسى در شكار كردن
و در آن چند فصل است
فصل اوّل در اقسام شكار
بدان كه شكار كردن بر پانزده وجهست يك وجه واجب و يك وجه سنّت و هفت وجه حرام و شش امر مكروه امّا يك وجه واجب و آن وقتى است كه نفقه شخصى كه شكار مىكند و نفقه عيال او موقوف بر آن باشد چه در اين صورت شكار كردن او واجبست و امّا يك وجه سنّت آن وقتى است كه آن شخص نفقه داشته باشد امّا وسعتى نداشته باشد و از شكار كردن قصد وسعت معاش كند چه در اين صورت سنّت است شكار كردن او و امّا هفت وجه حرام:
اوّل شكار كردن بآلتى كه از ديگرى به قهر و تعدّى گرفته باشد خواه آن آلت سگ شكارى باشد يا سلاح يا دام چه در اين صورت شكار كردن بآن