جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٢٢ - فصل دوم در كيفيت لعان كردن و شروط آن
با او زنا مىكرد بطريق ميل در سرمهدان پس اگر كمان كرده باشد يا جمعى به او گفته باشند و اگر چه بحدّ شياع برسد لعان صحيح نيست.
پنجم آن كه زن كر يا گنگ نباشد چه اگر كر يا گنگ باشد بىلعان كردن بر شوهر حرام مؤبّد مىشود هر گاه شوهر دعواى مشاهده زنا كردن با او كند و آيا دخول كردن شوهر به آن زن شرطست يا نه مجتهدين را در اين سه قولست بعضى از ايشان دخول را شرط مىدانند و بعضى شرط نمىدانند و بعضى گفتهاند كه اگر سبب لعان دعوى زنا كردن باشد دخول شرط نيست و اگر انكار ولد باشد دخول شرط است
امر دوّم انكار فرزند زن خود كردن
چه در اين صورت نيز به چهار شرط لعان لازمست:
اوّل آن كه زن بعقد دايمى باشد چه انكار فرزند متعه و زن اجنبيّه كه به شبهه با او دخول كرده باشد سبب لعان نمىشود و بعضى از مجتهدين برآنند كه اگر انكار فرزند متعه جهت برطرف شدن حدّ باشد انكار فرزند او نيز سبب لعان مىشود و آيا در كنيز لعان واقع مىشود مجتهدين را در اين چند قول است بعضى مىگويند مطلقا موجب لعان نمىشود و بعضى برآنند كه مطلقا موجب لعان مىشود و بعضى گفتهاند كه به سبب انداختن او به زنا لعان واقع مىشود امّا در انكار فرزند او لعان واقع نمىشود و قول اقرب آنست كه در كنيزى كه بملك دخول كند لعان واقع نمىشود و اگر بعقد دخول كرده باشد لعان واقع مىشود.
دوّم آن كه به آن زن دخول كرده باشد چه اگر دخول نكرده باشد انكار فرزند او موجب لعان نمىشود.
سيّم آن كه از دخول كردن به آن زن شش ماه يا زياده گذشته باشد و از نه ماه يا ده ماه يا يك سال كه نهايت مدّت آبستنى زنانست نگذشته باشد چه اگر اين چنين نباشد انكار فرزند او سبب لعان نمىشود.
چهارم آن كه در وقت زاييدن آن فرزند اقرار به فرزندى او نكرده باشد چه اگر اقرار كرده باشد انكار او بعد از اقرار موجب لعان نمىشود و اگر چه اقرار به فرزندى او به كنايه ازو صادر شده باشد مثل آن كه شخصى به او گفته باشد كه مبارك باشد فرزندى كه خداى تعالى به تو داده و او آمين گفته باشد يا قول إن شاء اللَّه تعالى امّا اگر در حالت زاييدن آن زن ساكت بوده باشد و بعد از زاييدن انكار فرزندى آن فرزند كند مجتهدين را در اين مسأله دو قولست اقرب آنست كه انكار او در اين صورت موجب لعان مىشود.
فصل دوّم در كيفيّت لعان كردن و شروط آن
بدان كه هر گاه