جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٢٧ - مطلب سيم در بيان تعزير كردن
حلق كشيده باشند زياده از سه روز امّا هفت امر سنّت:
اوّل آن كه امام مردمان را خبر كند و امر به حاضر شدن ايشان نمايد جهت اقامت حدّ.
دوّم آن كه سنگهايى كه مىزنند كوچك باشد تا آن كه او را زود نكشد و بسيار كوچك نيز نباشد كه او را دير بكشد.
سيّم آن كه مردان را ايستاده حدّ بزنند و زنان را نشسته و زنان مخدّره در خانه بزنند.
چهارم حدّ را بر بدن او متفرّق گردانيدن يعنى بر يك جاى بدن او نزدن.
پنجم آن كه در بريدن دست و پاى به نوعى ببرند كه آسان باشد.
ششم آن كه بعد از بريدن به روغن زيت داغ كردن.
هفتم آن كه دست بريده را در كردن او آويختن.
امّا شش امر مكروه:
اوّل حاضر شدن كسى كه حدّ بر او باشد.
دوّم اقامت حدّ در مساجد.
سيّم اقامت حدّ در حين سختى گرما و سرما پس در تابستان در صبح و شام بايد زد و در زمستان در ميانه روز.
چهارم ضامن شدن كسى كه حدّى بر اوست.
پنجم شفاعت كردن در اسقاط حدّ ازو.
ششم مؤخر داشتن حدّ بىعذر.
مطلب سيّم در بيان تعزير كردن
و آن در لغت عرب بمعنى تأديب است و بحسب شرع عقوبتى است يا اهانتى متعلّق به جماعتى كه گناهانى كه مستوجب حدّ نباشد ازيشان بوقوع آمده باشد و شارع مقدار آنها را معيّن نكرده مگر در پنج موضع كه مذكور خواهد شد كه مقدار تعزير آنها را مقرّر ساخته بدان كه گناهانى كه سبب تعزير كننده آنها مىشود بر سى و پنج قسم است:
اوّل كسى كه در روز ماه رمضان با زن خود جماع كند چه سه امر بر او لازمست:
اوّل قضاى آن روزه.
دوّم كفّاره.
سيّم بيست و پنج تازيانه.
دوّم كسى كه زن آزادى داشته باشد و كنيزى را بىرخصت او بعقد درآورد و دخول كند چه او را دوازده تازيانه و نصف تازيانه كه هشت يك حدّ زناست بايد زد و نصف تازيانه را بدست گيرند و به نصف ديگر بزنند.
سيّم دو مرد بيگانه كه برهنه در زير يك لحاف باشند چه ايشان را از سى تازيانه تا نود تازيانه بايد زد.
چهارم مردى و زن بيگانه كه برهنه در زير يك لحاف باشند چه ايشان را از ده تازيانه تا نود و نه تازيانه بايد زد و بعضى در اين صورت حدّ بر ايشان لازم مىدانند.
پنجم كسى كه بكارت دخترى را به انگشت ببرد چه او را از سى تازيانه تا هفتاد و هفت تازيانه بايد زد بر قول بعضى از مجتهدين و بقول بعضى از سى تا هشتاد و بعضى از سى تا نود و نه گفتهاند.
ششم كسى كه اقرار بحدّى كند آن مقدار تازيانه بر او مىزنند كه او خود گويد كه تمام شد بشرط آن كه از صد تازيانه تجاوز نكند.
هفتم كسى كه يك مرتبه اقرار بلواطه يا سحق كند