جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٣٢ - شش قسم حلال
حركت كند يا خون معتدل ازو بيرون آيد پس اگر حركت يا خون معتدل نيايد حلال نيست.
دوازدهم آن كه مردن او به سبب كشتن او باشد پس اگر چنان باشد كه در حين ذبح نمودن ديگرى شكم او را پاره كند حلال نيست.
سيزدهم آن كه اگر آن حيوان شتر باشد نحر كنند يعنى او را به نيزه بكشند و محلّ نحر كردن گودى كردن شتر است به اين طريق كه نيزه يا حربه در گودى كه در ميانه بيخ كردن و سينه اوست بزنند و اگر گاو و گوسفند باشد سر او را ببرند پس اگر شتر را سر ببرند و گاو و گوسفند را به نيزه بكشند حلال نيست
و امّا
پنج امر سنّت
اوّل نحر كردن شتر ايستاده در حالتى كه يك دست او را به ميانه بغل او بسته باشد و هر دو پاى او را رها كند.
دوّم بستن هر دو دست و هر دو پاى گاو را در حال ذبح نمودن و دم او را رها كردن.
سيّم بستن هر دو دست و يك پاى گوسفند را در وقت كشتن و يك پاى او را گذاشتن.
چهارم سر دادن پرندهها را بعد از ذبح كردن.
پنجم به تعجيل كشتن.
و امّا
هفت امر مكروه
اوّل در وقت ذبح كردن بريدن نخاع يعنى مغز مهرهاى پشت.
دوّم پوست كندن پيش از سرد شدن.
سيّم جدا كردن سر در وقت ذبح نمودن از روى عمد و بعضى از مجتهدين اين فعل را حرام دانستهاند و گوشت آن را حرام مىدانند.
چهارم گردانيدن كارد در وقت سر بريدن كه بطرف بالا بريده شود و در بعضى از احاديث نهى از اين عمل واقع شده.
پنجم كشتن حيوان در حالتى كه حيوان ديگر نگاه كند.
ششم شب ذبح نمودن بىاحتياج.
هفتم ذبح نمودن روز جمعه پيش از زوال
فصل سيّم در بيان حلال و حرام و مكروه بودن حيوانات
و آن بر چهل قسم است شش قسم از آنها حلال و بيست قسم حرام و چهارده قسم مكروه امّا
شش قسم حلال
اوّل شتر و بعضى از سنّيان گفتهاند كه مذهب اماميّه آنست كه گوشت شتر حرامست و غلط كردهاند چه آن مذهب ابو الخطاب است كه او در وقتى امامى بوده و بعد از آن غالى شده.
دوّم گاو اهلى و وحشى.
سيّم گوسفند و قوچ و بز كوهى و آهو.
چهارم كور خر.
پنجم پرنده كه دفيف او پيش از صفيف باشد يعنى بر هم زدن بال او بيشتر از پهن داشتن آن باشد يا آن كه چينهدان يا سنگ دان داشته باشد يا آن كه در عقب پاى او چيزى مانند خارى باشد پس كبوتر و قمرى و كبگ و درّاج و تيهو و گنجشك و آن چه بدينها ماند حلالست.
ششم ماهى كه فلسدار باشد پس كنعت و ربيثا و اربيان و طمر و طمرانى از اقسام ماهى