جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٢٩٤ - فصل دهم در بيان آن كه در چند موضع مهر المثل لازم است
بهم مىرسد و مانع از دخول كردن مىشود چه در اين صورت مرد فسخ نكاح او مىتواند كرد.
بيست و دوّم آن كه زن عفل داشته باشد و عفل بفتح عين بىنقطه و سكون فا چيزيست كه در فرج زن بهم مىرسد مشابه گوشت پاره كه مانع دخول مىشود چه در اين صورت بر قول بعضى از مجتهدين مرد را فسخ نكاح او مىرسد.
بيست و سيّم آن كه رتق داشته باشد و رتق بفتح راى مهمله و تاى بدو نقطه فوقانى و قاف بهم آمدن فرج و روييدن گوشت آن است به نوعى كه دخول كردن بآن دشوار باشد چه بر قول بعضى از مجتهدين مرد در اين صورت فسخ نكاح او مىتواند كرد.
بيست و چهارم آن كه مخرج بول و حيض يا مخرج بول و غايط زن يكى بود چه در اين حالت مرد فسخ نكاح او مىتوان كرد.
بيست و پنجم آن كه هر يك از زن و شوهر خنثى باشد چه در اين صورت بعضى از مجتهدين گفتهاند كه فسخ نكاح مىتوانند كرد.
بيست و ششم آن كه هر گاه كنيزى آزاد شود و شوهر او غلام باشد در اين صورت آن كنيز اختيار فسخ نگاه خود دارد مگر در يك صورت كه فسخ نمىتواند كرد و آن در وقتى است كه شخصى صد درهم نقد و كنيزى كه قيمت او نيز صد درهم باشد داشته باشد و او را به صد درهم به ديگرى عقد كرده باشد و در حال مرض موت او را آزاد كند چه در اين صورت كنيز را فسخ نكاح نمىرسد زيرا كه او آزاد نمىشود كه فسخ نكاح خود تواند كرد به واسطه آن كه قيمت آن كنيز زياده از ثلث مال آن شخص است و وصيّت در ثلث اعتبار دارد.
بيست و هفتم خواستن دختر برادر و دختر خواهر زنى را بدون اذن عمّه و خاله ايشان كسى را كه عمّه و خاله ايشان را نكاح كرده باشد چه در اين صورت عمّه و خاله فسخ نكاح خود مىتوانند كرد.
بيست و هشتم خواستن كنيز هر گاه زن آزادى داشته باشد بىاذن او چه در اين صورت آن زن فسخ نكاح خود مىتواند كرد[١]
تتمّه
بدان كه خيار فسخ فورى است پس اگر بعد از دانستن عيب فسخ نكنند اختيار فسخ ندارند و در فسخ كردن نكاح به عيب اذن حاكم شرع شرط نيست و ثبوت عيب در چيزهائى كه ظاهر باشد چون برص و جذام و جنون بدو گواه عادلست و در چيزهائى كه ظاهر نباشد چون عيبهاى باطنى زنان به گواهى زنان و اقرار ايشان ثابت مىشود
فصل دهم در بيان آن كه در چند موضع مهر المثل لازم است
بدان كه زن در بيست و پنج[٢] موضع مهر المثل مىگيرد گاهى كه دخول واقع شده باشد:
اوّل آن كه در عقد ذكر مهر نكرده باشند چه در اين صورت با دخول مهر المثل مىگيرد و اگر در اين
[١] اين موضع و موضع سابق محل اشكال و كلام است صدر دام ظلّه
[٢] جمله از اين بيست و پنج موضع غير از چهار موضع اوّل محلّ تامّل است و مراعات احتياط در همه مطلوب است صدر دام ظلّه العالى