جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٤٤ - فصل دوم در بيان خونبهاى اعضاى آدمى
نيك شود.
هشتم بريدن ذكر عنّى.
نهم بريدن خصيه راست كسى بر قول بعضى از مجتهدين.
دهم هر گاه بكارت زنى را به انگشت ببرند چنانكه بول و غايط او بند نشود.
يازدهم هر گاه چيزى بر شكم كسى نهند كه بول و غايط او بيرون آيد.
دوازدهم بريدن انگشت ابهام يعنى انگشت نر خواه از دست باشد و خواه از پا بر قول بعضى از مجتهدين سيزدهم هر گاه كسى زخمى بر كسى زند كه به اندرون شكم او برسد.
چهاردهم آن كه زخمى بر كسى زند كه به خريطه دماغ او برسد بر قول بعضى از مجتهدين.
قسم هفتم آن كه موجب رفع خونبها مىشود و آن سه امر است:
اوّل تراشيدن يكى از دو ابرو.
دوّم بريدن هر دو پستان.
سيّم برطرف ساختن موى مژه يكى از دو چشم.
قسم هشتم آن كه موجب خمس خونبها مىشود: و آن دو امر است:
اوّل هر گاه تيرى از دو سوراخ بينى كسى بگذرانند و بعد از آن جراحت او بهم آيد.
دوّم هر گاه شش كس در آبى شنا كنند و يكى از ايشان غرق شود بر هر يك از آن پنج كس خمس خونبهاى غرق شده واجبست بر قول بعضى از مجتهدين.
قسم نهم آن كه سه خمس خونبها در آن لازمست چون شكستن دوازده دندان پيش شش از پائين كه ابتداى آن از دندان پيشتر باشد و انتهاى آن از دندان پستر و شش از بالا بطريق مذكور.
قسم دهم آن چه در آن دو خمس خونبها در آن لازمست و آن دو امر است:
اوّل شكستن شانزده دندان كه از دندانهاى پيش نباشد.
دوّم هر گاه كسى كارى كند كه هر دو خصيه شخصى بزرگ شود.
قسم يازدهم آن چه در آن چهار خمس خونبها لازمست و آن در صورتيست كه كسى كارى كند كه هر دو خصيه شخصى بزرگ شود چنانكه قادر بر آن نباشد كه در وقت رفتن پايها را نزديك گذارد.
قسم دوازدهم آن كه موجب سدس خونبهاست و آن در صورتيست كه چيزى از يك سوراخ بينى شخصى بگذرانند آنگاه آن جراحت نيك شود.
قسم سيزدهم آن چه موجب عشر خونبهاست و آن پنج امر است:
اوّل بريدن پنج انگشت خواه از دست باشد و خواه از پا.
دوّم چيزى از سوراخ بينى كسى گذرانيدن و بعد از آن آن جراحت نيك شود.
سيّم آن كه كسى كارى كند كه طفلى كه خلقتش تمام شده باشد امّا هنوز به حركت نيامده باشد از شكم زن بيفتد خواه آن طفل مرد باشد و خواه زن خواه جهود باشد و خواه نصارى خواه آزاد باشد و خواه بنده چه در اينها عشر خونبها دادن لازمست.
چهارم بريدن سر مسلمان مرده.
پنجم آن كه زخمى بر كسى زنند كه به استخوان رسيده آن را شكسته