جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٤٦ - فصل دوم در بيان خونبهاى اعضاى آدمى
امر است:
اوّل هر گاه استخوان عضوى را بشكنند آنگاه نيك شود.
دوّم هر گاه استخوان عضوى را بكوبند و بعد از آن نيك شود آنگاه خمس خونبهاى كوفتن لازمست.
قسم بيستم آن چه هشت يك خونبها در آن لازمست چون بريدن يك سر پستان مرد.
قسم بيست و يكم آن چه در آن يك نفر شتر لازمست چون خارصه و آن زخمى است در سر كه پوست را بشكافد.
قسم بيست و دوّم آن چه در آن دو نفر شتر لازمست چون داميه و آن زخميست در سر كه از پوست گذشته به گوشت رسيده باشد و بسيار فرو نرفته باشد.
قسم بيست و سيّم آن چه در آن سه نفر شتر لازمست چون باضعه و آن زخميست در سر كه در گوشت فرو رفته باشد و آن را مثلا نيز گويند.
قسم بيست و چهارم در آن چه چهار نفر شتر در آن لازمست چون سمحاق بكسر سين و سكون ميم و آن زخميست در سر كه از گوشت گذشته به پوست نازكى كه استخوان را پوشيده است رسيده باشد.
قسم بيست و پنجم آن چه در آن پنج نفر شتر لازمست چون موضحه و آن زخمى است در سر كه به استخوان رسيده باشد و آن را ظاهر كرده باشد.
قسم بيست و ششم آن چه در آن ده نفر شتر لازم است چون هاشم و آن زخميست در سر كه به استخوان رسيده آن را شكسته باشد و از جائى به جايى ديگر نقل كرده باشد.
قسم بيست و هفتم آن كه در آن سى و سه نفر شتر لازمست چون مامومه و آن جراحتى است در سر كه به خريطه دماغ كه آن را امّ الرّأس مىگويند رسيده باشد و بعضى از مجتهدين خونبهاى آن را سى و سه شتر و ثلث شتر گفتهاند.
قسم بيست و هشتم آن چه در آن سى نفر شتر و زيادتى ارش لازمست چون دامغه و آن زخميست در سركه خريطه دماغ را بشكافد و دور است كه آدمى با اين زخم زنده بماند.
قسم بيست و نهم آن كه در خونبهاى آن قياس بهمان عضو بايد كرد چون خارصه دست مثلا چه در آن نصف شتر بايد داد.
قسم سىام آن چه در آن ده مثقال طلا لازمست و آن سه امر است:
اوّل شكستن ضلعى كه نزديك بازو باشد.
دوّم منى را بىرخصت زن آزاد دائمى بيرون فرج او ريختن چه در اين صورت برو لازمست كه ده مثقال طلا بآن زن دهد.
سيّم آن كه كسى كارى كند كه سبب آن شود كه منى خود را در خارج فرج بريزد.
قسم سى و يكم آن چه در آن بيست مثقال طلا لازمست و آن آنست كه كسى كارى كند كه بعد از آن كه نطفه در رحم زن