درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٨ - پرتوى از عالم مثال
بدن تشخصى خواهد يافت و ديگر قابل تحول و تبدل و ابهام نخواهد بود بر اين اساس روح با هر يك از اجزاء رابطه ذاتى خواهد داشت و تبدل پذير نخواهد بود.
از اين مقدمه استفاده شد پاسخ شبهه اينكه چنانچه بفرض كافرى بدن مؤمنى را صرف غذاى خود نمايد بدن اهل ايمان تشخص مخصوص داشته ملحق ببدن كافر نخواهد بود بلكه در اثر تحليل اجزاء و تغيير هر دورهاى بطورى از بدن خارج شده و بصورت طبيعى درآمده و از حيطه بدن اصلى كافر خارج خواهد شد هم چنان كه بفرض در اثر اينكه بدن عنصرى انسانى بصورت خاك درآيد و سپس بصورت نباتات و حيوانات بسير طبيعى خود ادامه دهد بالاخرة از طريق فساد و خاك همه ذرات سير تكامل حقيقى خود را خواهند نمود و هرگز بدن فردى جزء حقيقى و مشخص فرد ديگر انسانى نخواهد شد.
خلاصه نظام طبع بر آنست كه هر ذرهاى از ذرات اجزاء درونى و بيرونى بدن افراد بشر در اثر تحليل و تحول معرض زوال قرار ميگيرند و بطور ابهام جزء بدن انسانى است بلكه پس از چند لحظه و چند روزى تغيير مىيابد و حالت ثبات و استقرار نخواهند داشت ولى هنگام كه در آستانه مرگ درآيد همان اعضاء و جوارح نحوه تخصص و تشخص يافته و مورد جذبه خصوصى روح قرار خواهد گرفت و در اثر اصالت و ثبات آن تحول در آن جارى نخواهد شد بلكه همه اجزاء ثابت و مورد سير و سلوك روح قرار خواهد گرفت و اعضائى كه بايد معرض جذبه قرار گيرد عالم برزخ را صورت خاك پشت سر خواهد گذارد.
با توجه باين نكته رابطه روح با هر يك از اجزاء و اعضاء درونى و بيرونى هنگام تعلق و زندگى بطور عاريت است يعنى هر عضوى پس از اندك زمانى زائل و به تحليل ميرود ولى اجزاء بدن هنگام مرگ از نظر اينكه ديگر هيچ ذرهاى از بدن قابل تعويض و تحليل نيست همان اجزاء بصورت خاك در مىآيد و بايد در عالم برزخ در حيطه تدبير ذاتى روح باشد رابطه زيادترى روح با اجزاء بدن خود