درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٢ - (شرح)
بحدّ رشد ميرسد كه بيگانه از نظر عدم توجّه بدرون خود در زندگانى خواهد گفت ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها در اثر اينكه سرائر درونى و افكار و انديشههاى او كه دوره زندگى بر او پنهان بوده و بآنها توجّه نداشته بحدّ رشد و ظهور ميرسد.
خلاصه خيال و نيروى تخيّل روان در حال زندگى طبع را نبايد قياس كرد به نيروى تخيّل كه محصول ادراكات سالهاى زندگى است و ذات و ذاتيات و نهفتههاى خود را مشاهده مينمايد و پايه محكم دارد بطورى كه اساس تخيّلات او محكم و بر اساس ذات و پيچيدگى زندگى است كه بر او ناگهان ظاهر و آشكار خواهد شد و از نظر قوّت نيروى تخيّل روح در عالم برزخ بصورت تمثّل خواهد ظهور كرد يعنى زياده بر اينكه خود واجد ذات و ذاتيّات و كمالات وجودى خود ميباشد و همه آنها را در صفحه وجود خود مييابد از نظر اساس درونى محكم او بطور تمثل نيز آن را مشاهده نمود.
هم چنان كه مريم صديقه عليها السّلام جبرئيل امين عليه السّلام را با قلب و روح قدس خود مشاهده مينمود بطور تمثّل يعنى در صفحه قلب و عقل خود جبرئيل را مشاهده مينمود و نيز با قلب خود با او گفتگو نموده بطورى كه چنان كه بفرض بشرى بود در آن محل نمىشنيد و نمىديد و نمىفهميد كه مريم صديقه مشغول است بهمين قياس عالم برزخ براى ارواح نسبت به درونيهاى خود زياده بر وجدان بطور تمثّل نيز سراير همان ذات و ذاتيات خود را خواهند بطور دائم مشاهده نمود هم چنان كه خيال ارواح در عالم برزخ بر اساس صحيح و محكم است هم چنان تمثل آن بطور دائم خواهد بود بر طبق آيات كريمه و روايات اهل بيت عليهم السّلام است كه باهل كفر و شرك دوزخ بطور تمثل دائم و صبح و شام بهر يك ارائه مىشود.
و بر حسب مفاد يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً آنست كه زياده بر وجدان هر يك از نفوس بشرى هر آنچه را كه معتقد بوده و عمل انديشه و جوارحى