درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠ - (شرح)
و بطور موهبت وجودى است كه بطور شهود حقائق را مىيابد و مىفهمد اين گونه تعليم هرگز قابل فراموشى نيست.
بالاخره طريق تعليم رسول صادع بعموم پيروان مكتب قرآن از طريق عادى و اكتساب بوده از نظر عدم لياقت شنوندگان كه ظرفيت زياده بر آن را نداشتهاند و تعليم رسول صادع بمردم نبايد قياس به تعليم بوصى خود على عليه السلام نمود زيرا كه متعلم مانند عيسى مسيح عليه السّلام صاحب قلب نورانى لدنى است و شايسته آنست كه از طريق قلب و بطور موهبت وجودى معارف و حقايق باو القاء شود و بطور شهود نيز متعلم بپذيرد و بيابد كه قابل نسيان و فراموشى نخواهد بود اين گونه تعليمات كه بر اساس موهبت وجودى است مىتوان تعبير نمود زمانى نيست چه بسا لحظاتى چند تحقق بپذيرد بلكه از مقوله عالم امر است و نيز رسول صلى اللَّه عليه و آله واسطه اين موهبت وجودى مىباشد.
بر حسب منطق آيه يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً استفاده مىشود كه عالم برزخ و قيامت از جمله علائم حتمى آن آنست كه هر يك از نفوس بشرى هر چه را از اعمال خير و عمل قلبى و خاطرى و انديشه و فكرى و هم چنين هر عمل خارجى نيك و يابد و صالح و با طالح هر يك از آنها را مىيابد بروح خود كه همه حاضر هستند و يافتن و وجدان روح است نه ديدن حسى ظاهرى با توجه باينكه هر يك از قواى و حواس پنجگانه مانند نيروى شنوائى و بينائى و احساسى عضو مخصوص داشته كه اختصاص بآن عضو دارد ولى در عالم برزخ كه روح استقلال مىيابد همه قواى پنجگانه او خود روح خواهد بود يعنى محتاج به نيروى عضو ظاهرى ندارد زيرا در عالم طبع نيز در حقيقت هر يك از اعضاء گوش و ديدگان و بينائى هر يك عضويت داشته و حقيقت شنوائى و يا بينائى از شئون ذاتى روح و نفس است و لذا در موقعى كه توجه بخصوص نداشته باشد از شنيدنىها استفاده نخواهد نمود نمىفهمد و با ديدن چشم نمىفهمد.