درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٦ - قوله فمعنا الله و اسمه العلى العظيم هو اول اسمائه علا على كل شىء
و با يك ديگر مغايرت دارند و مفاهيم كلى آنها نيز با وجود حق و بسيط حقيقى مغاير خواهد بود ولى از نظر اينكه هر يك از اين صفات شئون قطعى وجود بحت و بسيط است يعنى وجود بحت و بسيط بدون صفت حيات مفهوم ندارد هم چنين بدون صفت قدرت و علم و احاطه مفهوم ندارد زيرا حقيقت وجود عبارت از نور و قدرت و احاطه است و نميتوان حيات را مثلا از وجود سلب نمود و يا از وجود قدرت و احاطه را سلب نمود بالاخره حقيقت وجود حقيقى اقصى مرتبه كمال عبارت از حيات و قدرت و علم و بطور اطلاق و احاطه است.
نتيجه آنست كه با اينكه همه صفات كلى و متغاير با يك ديگرند ولى از نظر اينكه وجود بحت و بسيط حقيقى عبارت از حيات و احاطه و قدرت است بدين جهت با اينكه صفات مغاير فقط بر حسب مفاهيم مغايرند ولى از نظر تحقق خارجى وجود بحت بسيط عين صفات هستند بدين جهت صفات مقام كبريائى مانند حى و قادر و عالم بما هو لا موجود هستند از نظر اينكه وجود مستقلى نخواهند داشت بطورى كه واجب باشند.
از اين لحاظ نيز موجود بالذات هستند از نظر اينكه تحقق خارجى براى مفاهيم فقط در حريم كبريائى خواهد بود زيرا بر حسب بيان گذشته حقيقت وجود بحت و بسيط همان حى و عالم و قادر بطور اطلاق است و وجود واجب الوجود منهاى صفت حى و عالم و قادر بطور اطلاق مفهوم ندارد و تناقض است.
بعبارت ديگر وجود بحت بسيط قائم بذات شئون و كمالات ذاتى دارد كه منهاى هر يك از اين صفات و شئون تناقض و بىمحتوا خواهد بود مثلا وجود بحت بسيط قائم بذات بدون حيات و بدون قدرت و علم مفهوم ندارد از اين نظر صفات كمال وجود تعبير مىشود يعنى همه اين صفات بر حسب تحليل همه شأنى از شئون وجود واجب است ميباشد ولى لازم نيستند كه تأخر رتبتى لازم بيايد و نقص است بلكه وجود بحت بسيط در خارج عين حى ازلى و قادر و عالم بطور اطلاق خواهد بود.