درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٩ - (شرح)
و غائب و مجهول الكنه است.
هم چنان كه موجودى حاضر بذاته لذاته خواهد بود كه وجود او وابسته بغير نباشد بلكه وجود او قائم بذات و لذات خود باشد و نيز قيوم ما سوا باشد و نظر باينكه ماهيت و حقيقت ساحت كبريائى عين تعين و تشخص ذاتى نهانى است بدين جهت اسم و نامى ندارد كه ذات او را معرفى نمايد و از غيبوبت و مجهول الكنه بودن ساحت كبريائى او را خارج نمايد و هم چنان كه حد ندارد از نظر بساطت حقيقى او جز از آثار و افعال و مخلوقات او كه بهترين علامت قطعى است كه همه عوالم امكانى فعل از او است.
اللَّه اسم و نام ساحت كبريائى و از ماده اله و الوهيت گرفته شده كه ذات كبريائى او معبود و رب و خالق موجودات امكانى است و لفظ جلاله اللَّه بمنزله كلمه هو ضمير است كه ساحت كبريائى غائب و مجهول الكنه است ولى بهترين معرف او همانا كلمه اللَّه لفظ جلاله است كه مقام كبريائى مجهول الكنه او نام او اللَّه كه مستجمع صفات كمال ميباشد و بدين جهت معبود و رب و خالق عوالم امكانى است زيرا تعريف بصفت و آثار و افعال يگانه وسيله تعريف مقام كبريائى است كه ذات قدس او غائب و مستقل از وجود است ولى همه ما سواء او ربط محض هستند و همه مخلوق و آفريده و نيز تربيت و پرورش يافته اويند.
و صفت الهيت آنست كه او خالق و بىنياز او مخلوقات خود مىباشد و نيز همه موجودات امكانى نيازمند باويند كه صفت اول سلبى و صفت دوم اثباتى و اضافى است و بهترين معرف ساحت كبريائى است كه همه عوالم امكانى ظهور او هستند از نظر اينكه فعل و اثر اويند و قائم باو هستند.
و بالاخره مفاد كلمه اللَّه مبنى بر اثبات لازم وجود ساحت كبريائى باينكه موجود واجب و غنى از ما سواء است و اينكه مبدء و آفريدگار جهان است و نيز همه موجودات عوالم امكانى نيازمند باويند كه هر لحظه بهر يك از آنان