درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٨ - (شرح)
كبريائى آفريدگار خواهد بود كه وجود او بالذات و نيز تعين او بذات كبريائى خواهد بود.
و مفاد كلمه يعنى ضمير هو آنست كه او حق ثابت و قائم بذات و منشأ فيوضات است و غير از او از موجودات وجود آنها از غير است و نميتوان بآنها بطور استقلال اشاره نمود يعنى اشاره بموجود بالذات و بالاصاله مىشود و وجودى كه وجود او عارضى است قابل اشاره بطور اشاره نيست از نظر اينكه وجود استقلالى ندارد يعنى موجود وابسته بغير هرگز غايب حقيقى بطور اطلاق نخواهد بود پس غائب حقيقى جز حريم كبريائى نخواهد بود.
بعبارت ديگر وجود حق تعالى و هم چنين موجودات عالم طبع سبب كثرت افراد و مراتب وجود در نظام خواهد بود و در اثر كثرت كه در آنها پديد آمده آنچه كه قابل و شايسته اشاره بطور استقلال است همانا ساحت كبريائى است كه داراى امتيازات ذاتى است و خالق و آفريدگار موجودات است و امتياز خالق از مخلوق ذاتى و بديهى است كه خالق را از شئون مخلوق تنزيه مينمايد زيرا خالق كه بساحت او اللَّه گفته مىشود مستجمع صفات كمال است و او خالق عوالم است و بدين جهت همه موجودات مخلوق و باو استناد دارند و باو قائم هستند و ساحت كبريائى او بىنياز از همه مخلوقات و مصنوعات خود ميباشد.
بعبارت واضحتر تفسير توحيد و وحدانيت و احديت كبريائى را بكلمه هو ضمير اعلام فرموده مبنى بر اينكه وجود او محض و حقيقت و صرف وجود است كه عين صفات وجودى ميباشد و مبدأ موجودات و آفريدگار جهان امكان آن موجودى است كه ميتوان آن را تعريف نمود باينكه ساحت كبريائى او هو و موجودى است كه قائم بذات و مستقل است بدين جهت ميتوان بوسيله ضمير هو او را تعريف نمود يعنى موجود كبريائى كه غائب و هرگز نيرو و يا موجودى نميتواند بر ساحت كبريائى او آگاهى بيابد و يا بر او احاطه علمى و يا ادراكى و يا شهودى داشته باشد و غائب بطور اطلاق است و قابل ظهور و تعريف و احاطه نخواهد بود