درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٢ - قوله إنه كان ظلوما جهولا
و اين بهيچ معنا تناسخ نخواهد بود قول باينكه اين تناسخ است ولى در شرع مورد قبول و پذيرش قرار گرفته است اساس ندارد.
نيروى تخيل و هر گونه صورت ادراكى و علمى ظاهر است بذاته و مظهر غير است كه عبارت از امور خارجى و امور علمى و معنوى باشد بالاخره نيرو و نور محسوس مانند ادراكات و قواى محسوس و خيالى و عقلى است زيرا هر گونه صورت ادراكى و علمى ظاهر است بذاته و مظهر غير است و عبارت از امور خارجى و يا معنوى است و هر يك از ادراكات و انوار حسى نور بنفسه هستند بلكه همه آنها نورهائى هستند كه پرتوى از نور الانوار و مجعول به جعل بسيط هستند و شدت و ضعف نورانيت آنها بر ترتيب الاقرب فالاقرب بمقام قدس است.
بالاخره همه انوار ما سواى مقام كبريائى كه نور في نفسه لنفسه بنفسه مىباشد ذوات نوريه هستند كه از مقام كبريائى افاضه ميشوند و مجعول بجعل بسيط هستند و شدت نورانيت آنها در اثر قرب بمقام كبريائى است و انوار جواهر نورانى و هم چنين علوم و ادراكات و انوار حسيه همه آنها نورهائى هستند كه قائم بنور الانوار و پرتوى از مقام كبريائى هستند و ذوات نورى هستند كه از مقام شامخ ربوبى افاضه شدهاند و نور امر بسيط كه فاقد حد و معرف است و تفاوت اقسام آن بر حسب فصول و مشخصات زائد نيست زيرا نور عين ظهور است بلكه وجود و نور حقيقت واحده است.
و بر حسب اعتبار اختلاف در آنها است و تفاوت ميان انوار بشدت و ضعف است و نهايت كمال آن مقام نور الانوار و نور غيبى و قائم بذات كبريائى و ضعف آن ظل و سايه محسوس است.
بالاخره نور مانند وجود منقسم بنور لنفسه و نور لغيره مانند نور اجسام و عرضى لازم باشد مانند نور شمس و نور آتش و عرضى مفارق باشد مانند نور قمر و نور ارض و عرضى محسوس خارجى باشد و يا غير محسوس بلكه معنوى و باطنى