درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٣ - الحديث الثالث
ارواح بشرى با اينكه نوع واحد هستند ولى امتياز ذاتى بطور اقتضاء در هر يك قرار داده شده همان امتياز وجودى كه پس از تعلق ببدن عنصرى مقاماتى را خواهد پيمود و اين امتيازات در كمون ارواح بشرى بطور اقتضاء نهاده شده است.
پس نتيجه آنست كه ارواح بشرى قبل از عالم خلقت و قبل از نظام طبع ارواح بسيار و بىشمارند ولى هر يك امتياز ذاتى خود را بطور اقتضاء در علم ربوبى داشته و همه ارواح امتياز خاصى داشته و دارند نهايت بطور اقتضاء كه در علم ربوبى مشخص است و هنگام نفخه روح ببدن عنصرى و جنين همان روح اقتضائى را كه در علم ربوبى مشخص است ببدن و جنين مخصوص دميده مىشود و در اثر آن تعلق ببدن مىيابد تعلق ذاتى و غير قابل انفكاك و تبدل تا اينكه بمرحله كمال برسد و دوره زندگى استكمالى را به پيمايد و همان امتيازات نهفته شده كسب نمايد بظهور برسند.
و مفاد روايت شريفه
(نحن السابقون الاولون)
همين است كه هر يك از ارواح قدسيه رسولان و اوصياء عليهم السّلام در عوالم سابق سبقت وجودى و فضيلت عبوديت داشته مشخصات هر يك در علم ربوبى سبب امتياز آنها از يك ديگر بوده است همچنين روح طاهر عيسى مسيح عليه السلام كه هنگام نوزادگى مقام رسالت خود را از جانب حق تعالى اعلام مينمود اين در اثر تشخصات ذاتى است كه در عوالم سابق روح مقدس مسيح داشته است و سبب امتياز آن بوده است و نيز مسطوره و الگوئى است كه ساير رجال الهى نيز سوابق درخشانى داشتهاند.
و آيه كريمه قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي بيان حقيقت مكنون روح و بيان غموض آنست از جمله روح مجرد از ماديت و جسمانيت است و خارج از بدن عنصرى است و هم چنين داخل در آن نيست و نيز متصل ببدن نيست و هم چنين منفصل نخواهد بود و روح در بدن داخل نخواهد بود بطريق مزج و امتزاج و نه خارج از بدن نخواهد بود بطور مباينت و هم چنين از بدن منفصل نبوده و نيز متصل