درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٢ - پرتوى از عالم مثال
تعلق يعنى قطع تدبير آن از بدن هنگام مرگ لا محاله بر حسب طبع و غريزه ذاتى خود انتقالات نفسانى و حركات جوهرى و ذاتى خواهد داشت و بمنزله مسافرى است كه هر لحظه در سير و حركت روانى و جوارحى و انتقال از مقامى بمقام ديگر خواهد بود و پس از سير و حركات جوهرى كه در ذات و نفس انسانى باقى مىماند نيروى خيال و نيز نيروى عاقله و تفعل و فعليات و ملكات و فضايل خلقى و يا رذايل و اضداد آنها است.
بالاخره هنگام كه در آستانه مرگ در آيد آنچه را نيروى خيال و تعقل ذخيره نموده بطور فعليت و شهود حاضر خواهد داشت از اين رو بطور عموم نيروى خيال آخرين محصول زندگى بشرى است.
هم چنان كه اولين نشئه عالم برزخ و قيامت خواهد بود يعنى سعه وجودى روح و صورت كمال او ماده و قابل خواهد بود براى صورتها كه در عالم برزخ و آخرت بر آن عارض خواهد شد و آنچه از ذات و ذاتيات در كمون دارد بظهور ميرسد و روح از هنگام استقلال آن در عالم برزخ داراى نيروى ادراك و شهود روانى هر آنچه از امور دنيوى محسوسه بوده است همه در وجود نيروى خيال حاضر و از جزء ذات و ذاتيات آن خواهد بود و با نيروى حس باطنى و روانى خود هر چه را محسوس او بوده بخاطر دارد بدون اينكه در آنها تزلزلى و يا ترديدى رخ دهد از جمله بدن عنصرى او است كه هميشه در قوه خيال آن را محفوظ داشته بصورت مثال خود را مىيابد و بدن خود را تصور مينمايد در اثر ارتباط ذاتى كه با بدن داشته است و از نظر رابطه و اتحادى كه با بدن داشته آلام و لذات و نعمتهاى روانى و بدنى خود را احساس خواهد نمود و بطور معقولات حسى همه گونه عوارضى كه بر بدن رخ ميدهد مانند نزع روح از بدن و ساير حوادث و عوارض روح با كمال نيروى ادراك و احساس خواهد نمود.
هم چنان كه مفاد روايات كه
(القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر