درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٠٦ - قوله حكم الله تعالى لا يقوم له احد من خلقه بحقه
طالح نيك و نكوهيده حركات و افعال و از مقوله عرض و ضعيفتر از ساير اعراض است و هر جزئى از حركت وابسته بفناء حركات سابق خواهد بود.
بالاخره فعل كه تحقق هر جزئى از آن وابسته بفناء و زوال جزء سابق خواهد بود بطور بداهت زوال پذير است در اين نشئه طبيعى براى آن ثبات و قرارى نخواهد بود فقط از لحاظ اينكه روح و روان انسانى كه زمام تحريك و تدبير بدن عنصرى و اعضاء خود را بعهده دارد در اثر بكار بردن نيروى طبيعى جوارح خود عهدهدار سختى و مشقتها خواهد شد و همه بعهده روان است و گر نه هر يك از اعضاء بخودى خود نه اراده و نه تدبيرى و نه خستگى خواهند داشت بلكه نيروى عمل و انقياد نسبت بتدبير روح و روان خواهند بود از اين نظر همه حركات و افعال اختيارى بشر امور طبيعى و آثار طبيعى جز آنچه ذكر شد ندارد.
و از نظر اينكه حقيقت انسانى روح و روان است و نيروى ادراكى و تعقلى و موجود باقى و ابدى است و هر لحظه در سير و تكامل بوده و حركت او ذاتى و جوهرى و مقصد او طولانى و ابدى خواهد بود.
و هر چه بهرهاى از وجود داشته چه وجود خارجى غيبى و يا وجود ذهنى و خيالى و عقلانى در حيطه علم كبريائى است و هر چه از ذوات و موجودات خارجى و يا از صفات و افعال پديد آيد به نيروى غيبى و در حيطه قدرت غيبى خواهد بود.
قوله: حكم اللَّه تعالى لا يقوم له احد من خلقه بحقه
: افعال اختيارى بشر عبارت از حركات اعضاء و جوارح است كه هر جزئى پس از فناء جزء سابق بوقوع خواهد پيوست بر اين اساس هرگز ثبات و بقاء نخواهد داشت و از جمله عرض انفعال و ضعيفترين اعراض است و چنانچه فرض شود كه در دوره زندگى بحركات اعضاء و جوارح عادى و افعال صالحه ادامه دهد نتيجه و سودى در بر نخواهد داشت باينكه روح را باوج عظمت و قدس رسانده و يا بحضيض تيره بختى سوق دهد و بيفكند.